تبليغاتX
تریفه، مکتب قرآن - مطلبي كوتاه اما .... به نام (شبـــــــــهه) از كاكه احمد
                              بسم الله الرحمن الرحيم                        

                                        "شبــــــهه"

در درسهاي گذشته و هم چنين دركتابچه در باره "كردستان" و نيزجزوه"دين و انسان"توضيح داده م ،كه نفوذ وسيطره سياستها وآمال ضد اسلامي، حكومت اسلامي را دستخوش تحولي ارتجاعي بسيار خطرناك گردانيد،واز همان روز كه بجاي حكومت شوري ودولت خلافت، حكومت خود كامه سلطنتي امويان قدرت را در دست گرفت،زمينه اوج گيري حكومت شوري ودولت خلافت ومنتهي شدن اين اختلافها به تفرق وچند دستگي فراهم شد و عملاً،هم "دين" به صورت "مذهب"، درآمد و هم "امت واحد" به "فرقه هاي مذهبي"، تقسيم شد.
ونيز ميدانيدكه: هر مذهب تركيبي است ازبعضي موازين ديني با بعضي مطالب ديگر.يعني: امرزو يك فرد مسلمان پيرو مذاهب موجود،پيرو مجموعه اي است كه قسمتي ازاين مجموعه،از"اسلام" است، و قسمتي ديگر ازآن ،خارج ازاسلام :و هم چنين گفته ايم : كه استنباط احكام گوناگون در هر زمان بايد با تلاش واجتهاد دانشمندان ذيصلاح و به طريق شورائي، صورت پذيردكه در آنصورت خداوند،آنرا بعنوان" حكم ديني" ميشناسد و ميپذيرد، «1»
وحال كه اسلام با مفهوم كامل آن در دسترس نيست، بديهي است،هيچكدام از مذاهب موجود، بجاي اسلام بحساب نميآيند. بلكه شاخه هائي هستند با تركيب از اسلام وغيرآن. و معني "اسلام شبهه" و " مسلماني شبهه" همين است.زيرا شبهه در مكتب ما يعني:" موضوعي،يا مطلب يا حادثه اي باشدكه مطلوب وپسنديده مكتب است.اما يا ضرورت، ويا اشتباه وامثال اينها، موجب آن شود،كه يك مسلمان، آنرا بجاي صورت اصلي مطلوب بپذيرد."
ميدانيدكه در مقابل " اسلام" ، " كفر" قرار گرفته است. اسلام آنست كه مبتني برسه ركن كتاب و سنت و اجماع باشد و كفر نيز، جرياني است كه مستقيماً در مقابل اسلام قرار دارد. حال اين سئوال پيش ميآيدكه " مذهب " چيست؟ نه اسلام است نه كفر! بلكه جرياني است دراين ميان واين ساده ترين دليل بروجود شبهه ميباشد. يعني مذاهب نه صورت كامل از اسلامند و نه تمام خصوصيات كفر را دارندو چيزي ميان اين دو هستند. البته مسئله شبهه تنها درمورد" ذات دين" مطرح نيست، بلكه بسياري از مسائل فروعي واصولي دين را شامل ميشود. براي روشن شدن بيشتر مطلب به مثال زير ميپردازم:
ميدانيد دين بعنوان يك حقيقت بزرگ، خود از حقايق كوچكتري تشكيل يافته است كه يكي از اينها" ازدواج " است. و جريان كفر نيز بعنوان يك باطل بزرگ خود از باطلهاي كوچكتري تشكيل شده است، كه "برقراري ارتباط جنسي نامشروع" از اين جريان در مقابل حقيقت شرعي "ازدواج" دراسلام قرار دارد.
ونيز ميدانيد كه جامعه از دو جزء تشكيل يافته است كه آنها را اصطلاحاً، " جزءطبيعي" و"جزء قراردادي"
مي ناميم .كه جزء طبيعي همان" فرد" است و"خانواده" جزء قراردادي مي باشد. وگذشته از تمام حكمتهاي متعالي نهفته در تشكيل خانواده، يكي از حكمتهاي تشكيل اين جزء قراردادي، كه رابطه اي است بين دو جزء طبيعي ، بوجود آوردن محلي مناسب براي پرورش اجزاي طبيعي آينده است.
و ميبينيم كه در مذهب تشيع، مسئله اي وجود داردكه آنرا" متعه " يا صيغه يا ازدواج موقت مينامند. كه كاملاً مثل ازدواج نيست و زنا هم نميباشد. در ازدواج مسائلي از قبيل كفائت وعقد و تعهد وشهادت و مهريه و وَلي تشكيل كانوني براي پرورش اجزاء طبيعي آينده، مطرح است. ولي در زنا هيچكدام از اينها مطرح نيست، بلكه صرفاً تمتع و مامجوئي و شهوتپرستي وحيوانخوئي محض مطرح است كه شخص براي فرونشاندن موقتي آتش شهوتش، به دامان حيوانيت سقوط ميكند. و در متعه صورت هائي هم از ازدواج وهم از زنا وجود داردكه نه عيناً مثل ازدواج است و نه درست همانند زنا . عقد وقول و قراري وتعهد وپول دادني مطرح است، اماصفت " موقت بودن" را هم كه در ازدواج مفهومي ندارد، بهمراه دارد. قصد ازآن تشكيل خانواده و پرورش اجزاءطبيعي آينده هم نيست. آنچه درمتعه بيشتر مدنظر ازست، مسائل جنسي ميباشد. مي بينيد كه صورتي مركب از بعضي خصوصيات دو صورت فوق الذكر ميباشد ولي بتمامب هيچكدام ازآنها نيست و فقها و دانشمندان اسلامي اينرا" شبهه" ميگويند. يعني موضوعي كه با بررسي ماهيت وخصويات آن، متوجه ميشويم كه غيراز موضوع مطلوب وپسنديده مكتب، يعني ازدواج، است.
حال بعد از اين توضيحات بايستي متوجه شده باشيد كه با وجود اين همه شبهه درعقايد و آراءمسلمانان ، يافتن روش برخورد متين و مكتبي باجريانات ومسائل اجتماعي و سياسي، چه اندازه مشكل است.(البته براي كساني كه نميخواهند براي اجتهادهايشان(!) از كتاب و سنت استفاده كنند، شايد مشكل نباشد ولي قطعاً ما كه ميخواهيم تاآنچا كه ممكن اس از موازين ديني استفاده كنيم، ودچار معصيت و گناه نشويم،مسئله فرق ميكند و علم و تقوي واخلاص فراوان لازم دارد.) ما بايد براي موضعگيري درقبال مسائل و جرياناتي كه مطرح ميشوند، تا سرحد ممكن از صورت مسئله شناخت و اطلاع كافي داشته باشيم و سپسبا تلاش و زحمتي مخلصانه، ميان ذهن و استعدادتجزيه و تحليلمان با ادله تفصيلي، ارتباط برقرار كنيم و حكم يك مسئله را استخراج كنيم. و بهمين دليل است كه ما بايد عليحده وجزء جزء مسائل جامعه را بررسي كرده و سپس در صورت توانائي در قبال آنها موضعي( مثبت يا منفي)، اتخاذ كنيم. مثلاً آراء و عقايد مسلمانان جنبش و حزب جمهوري ومجاهدين و...، هر كدام شبهه هاي متفاوتي دارندكه با اين خصوصيات و كيفيت برداشتها و مذهبها و شبهه ها است كه از هم جدا ميشوند. و بهمين دليل ما نبايد همه صورتهاي شبهه را با يك ديد بسنجيم، بلكه بايد براي موضع گذشته درقبال آنها(درصورت لزوم و قرار گرفتن دردائره مسؤليت ما)،يكي يكي آنها را بررسيوتجزيه و تحليل كنيم. راه صحيح براي تعيين تكليف درتمام موارد،شناخت صورت مسئله و ماهيتش از نظر شبهه وبررسي تمام احوالش و سپس بازگشت به كتاب و سنت و استخراج حكم ميباشد. و هم چنانكه گفته ايم، هرچه غيراز اين نه تنها كار ديني كردن نيست، بلكه تبعيت از هوي و هوس و دچار شدن به شرك و سقوط در گرداب هولناك جاهليت است. و ما قصد داريم در چنين لجن زاري فرو غلطيم.
                                                                                                    

                                                                                                موفق ومؤيد باشيد
                                                                                                        والسلام
                                                                                                 احمد مفتي زاده

««1»» پاورقي :
البته تذكر اين مطلب ضروري است كه اكنون مردم، بحكم ضرورت، بجز پيروي از مذاهب چاره اي ندارند و اصولاً افراد در هر حد علم و آگاهي، توانائي آن را ندارند كه از اينهمه سدها و مانعهاي مذاهب بگذرندو اسلام راستين  را باز يابند. و تكليف مسلمانان در عين پيروي از مذاهب تحريك و وادار كردن دانشمندان به تلاش براي بوجود آوردن"شوراي اسلامي"، ميباشد.

 

+ نوشته شده در 87/04/18ساعت 2:6 قبل از ظهر توسط امید |