تبليغاتX
تریفه، مکتب قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

   خوانندگان محترم وبلاگ تریفه باسلام و عرض ادب و ارادت.

از اینکه این مدت متحمل زحمات اینجانب شده اید بسیار سپاسگذارم،امیدوارم خدای بزرگ به همه صداقت و راستگوئی در باطن و ظاهر عطا فرماید و بتوانیم در جهت رضایت او قدم برداریم.

دوستان گرامی درحد توان تلاش کردم مطالبی از علّامه شیهد و بزرگوار کاکه احمد مفتی زاده (رحمه الله تعالی علیه)بر روی این وبلاگ قرار بدهم، منبعی باشد برای محققانی که بخواهند در عرصه دین به تحقیق بپردازند،همچنین کسانی که قصد آشنایی با زحمات این بزرگ مرد دین را دارند.

این دلیلی برای ختم مطالب و یا اینکه دیگر مطلبی وجود ندارد نیست،بلکه به این دلیل که یک سری مشغولیت برایم بوجود آمده که وقتی برای نوشتن وبلاگ ندارم .

آرزوی موفقیت همه را از خدای بزرگ خوهانم.

تذکر همیشه علّامه کاکه احمد درزمینه درد بشریت را هیچگاه فراموش نکنیم،با نقلی قولی از ایشان ختم به کارم را اعلام می دارم.

وسلام علیکم و رحمةالله و برکاته.

علت دردهای انسانی انسان،نه ضعف فرهنگی،ونه ضعف علمی،ونه کمبودکتاب ونه حتی کمبودآموزش اخلاقی است.علت،نبودن((تزکیه))است و تزکیه تنها ازدین،ساخته است که با هم ذهن و قلب،سرو کار دارد ـ نه تنهابا ذهن ـ اگر غیردین،با قلب،سرکارپیداکند،بدلیل عدم اهلیت،زیانهای گوناگون میرساند.مثلاْ:یا ((منزوی))بار میآورد،ویااحساساتیهای از قبیل ناسیونالیستهای نازی و ژاپنی و اسمعیلی و....

انسان بااخلاق دینی- ازجهت ماهیت وهم شمول- خیرو برکت است برای بشریت.اما بااخلاق بمعنی محدودعرفی وهمچنین بامعنی گستردهٌ علمی،بعلت صوری بودن،ممکن است بدترین دشمن انسان باشد((مثلا:روحیّه انسان دوستی به وجود نیمآیدکه بی تفاوت نباشدبه ((معیون ))و((اماطـة الاذی))و((ابطال صوم وصلوة))و....

                                                                       اجمالی از برنامه های کاکه احمد مفتی زاده

     [آدرس جدید سایت مکتب قرآن با این عنوان فعالیت خود را از سر گرفت]

                                                www.maktabquran1.com

ــــــتوجه ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتوجه ـــــ

خوانندگان محترم وبلاگ تریقه

بنا به درخواست دوست گرامی آقای محمد نویسنده وبلاگ پرورش و آموزش،لینک وبلاگ ایشان را مستقیم در اختیار خوانندگان می گذارم.

به امید موفقیت همه دوستان.

www.parwarsh.blogsky.com

 

+ نوشته شده در 87/10/26ساعت 11:10 بعد از ظهر توسط امید |

 

بسم الله الرحمن الرحیم

بانک صوتی جدید با عنوان خالو ریبوار در خدمت شما خوانندگان محترم می باشد.

انشاءالله در آینده نزدیک مطالب و اشعار صوتی مفیدی بر روی آن قرار خواهد گرفت.

آدرس:

www.trife.cast.ir

www.masnaw.cast.ir

+ نوشته شده در 87/10/25ساعت 5:47 بعد از ظهر توسط امید

 
 تصویر کاکه احمد مفتی زاده
 
 
 
 
علامه کاک احمد مفتی زاده( رحمه الله علیه)
 
 
 
+ نوشته شده در 87/10/24ساعت 1:2 بعد از ظهر توسط امید

 

اخبار مکتب قرآن

خوانندگان محترم وبلاگ تریفه سلام علیکم:

طبق اخباررسیده،با توجه به احضار افراد مکتب قرآن بوکان(طرفداران علّامه کاکه احمد مفتی

زاده) به دادگاه انقلاب مهاباد در تاریخ ۰۳/۱۰/۱۳۸۷،حکم آنها بعد از چند روز به طور شفاهی

اعلام گردیده است.

اسامی افراد به شرح زیر می باشد،ابراهیم اسماعیل پور - علی رسول نژاد- اسماعیل ادیب

حسامی - خالد خدا کرمی  - ناصر حاج پیروتی- نادر بایزدی  - محمد کریمی - مصطفی نادری 

- طاهر کریمی- حسین شاوردی.

حکم: ۹۱ روز حبس تعزیری

اتهام: ۱- تبلیغ علیه نظام  (مولودی خوانی)     ۲- تبلیغ عقاید اهل سنت

از روز ابلاغ حکم به مدت ۲۰روز این حکم قابل اعتراض در دادگاه تجدید نظر می باشد.

 متن اصلی محکومیت افراد مکتب قرآن

hokmai

 

+ نوشته شده در 87/10/19ساعت 11:11 بعد از ظهر توسط امید |

 

     محاضرة لفضيلة الأستاذ «كاكه احمد مفتي‌زاده»- رحمه الله تعالى-حول الإيمان و الکفر

 

              العلّامه بعدالسجن                                                        العلّامه قَبل السجن

 

                                                                     بسم الله الرّحمن الرّحيم

 

المقدّمة

الحمدلله ربِّ العالمين، وصلوات الله وسلامه، ورحمته‌ وبركاته على خاتم ‌الأنبياء والمرسلين محمّد وآله وأصحابه المخلصين إلى يوم الدّين.

 أمّا بعد فإنّ هذه الرسالة التي بين يدي القارئ الكريم، ترجمة سؤال وجواب، لفضيلة الأستاذ «كاكه احمد مفتي‌زاده»، يعود تسجيل أصلها، إلى سنة 1413ق، وكان الأستاذ المجاهد يقضي في تلك السنة آخر شهور حياته المباركة، بعد عشر سنوات قضاها في السّجن، صابراً صامداً محتسباً، معظمها في الزنزانات الإيرانية الإنفرادية.

 و في إحدى زياراته العائلية خارج السجن، اُتيحت فرصة فعرض عليه فيها «سؤال حول الإيمان و الكفر» فأجاب -رحمه الله‌- بما ستقرئونها إن شاء الله. من حسن الحظ أنّ اصل السؤال و الجواب، الذي اُجري باللغة الكردية، سُجِّل تصويرياً في تلك الظروف الصعبة وهو موجود الآن. ورغم أهمية الموضوع (اعتباراً لملابسات خاصة) تأخّر توزيعها للعموم إلى سنة 1426 ق. و ها نحن اُولاء نقدّم للناطقين باللغة العربية، ترجمة هذا الموضوع الهامّ، علّها أن تُروي عطاش الحقيقة بجرعة مِن بحر المعرفة الدينية التي كانت قطرات مباركات استنبطها كاكه أحمد مفتي‌زاده، من عيون الكتاب والسنة الذّاخرة الفيّاضة. والقارئ الكريم سوف يواجه فيها «التكرار لبعض الموضوعات بعبارات مختلفه»، و استعمال المترادفات، و الإستفادة من ضروب التعبير من أخبار و إستفهام و...، و ضرب الأمثال المتعددة لموضوع واحد، كل هذا باسلوب واضح بسيط جدّاً، و بعبارات سهلة صريحة. و دليل ذلك: انّه لما كانت هذه الآراء و النظريات التي طرحت في هذا الجواب، نظريات جديدة هامة، و في الحقيقة ليست معروفة، و لا مألوفة حتى لدي العلماء. هذا من جهة، و من جهة أخرى كانت الموضوعات العلمية الجليلة، و المفاهيم الدينيه العظيمة في ذاتها، صعبَ المنال للخواص بَلْهَ العوام، لَجَئنا إلى هذا المنهج، وأخذنا بهذا الاسلوب. و المرجو من العلماء والقراء، إلمام النظر في المسائل المطروحة بعين الإنصاف و الرضا، لا بعين السخط والغضب. نسأل الله تعالى أنْ يُخضِرَ الجمود والمَحْلَ في ميدان المعرفة بصوب هذه الحقايق الدينية.

                                                                 بسم الله الرحمن الرحيم

 

سؤال: فضيلة الأستاذ کاکه احمد مفتی زاده! السلام عليكم ورحمة الله وبرکاته.

 منذ زمن طويلة شغلني سؤال، و مع الأسف لم يتيسرلي في تلك المدة لقاءك كي اسئلك عنه والسؤال هو: أنّك في بعض مقالاتك المسجّلة، والمحاضرات التي القيتها في المناسبات المختلفة، قلتَ: لا اجد اليوم على وجه الأرض أحداً يجوز أن يطلق عليه اسم الكافر. هل هذا صحيح؟ و كيف يكون ذلك؟ و اضافة إلى هذا قيل إنّك قلت: لو كان هناك كافر، ما كان للإسلام أنْ يحاربه لأنّه كافر. و مع هذا نرى أنّه ورد في التاريخ متواتراً أنّ بعض الناس ارتدّوا في عهد ابي‌بكر - سلام الله عليه - بعد وفات النبي -صلى الله عليه وسلم- و امتنعوا عَنْ أداء الزكاة، و كان ابوبكر- سلام الله عليه - بسبب تلك المواقف من هؤلاء، أمر بقتالهم حتى قال للمسلمين: لو لم تُسايروني في هذا الأمر لسرت إليهم وحدي، ولاُقاتلنّهم. أفلا يغاير هذا ما قلتَ؟ وكيف تربط بينهما؟


 إدامه مطلــــب 
+ نوشته شده در 87/10/05ساعت 3:38 بعد از ظهر توسط امید |

                           

                                       سلام وعرض ادب واحترام خدمت خوانندگان تریقه.

بحث ایمان و کفر از جمله آثاربسیارگرانبها ی  علّامه کاکه احمد مفتی زاده میباشد، اصل نوار به زیان کُردی وباهمّت شورای مدیریت مکتب قرآن به زبان فارسی برگداننده شده،توضیحی مختصر در آخر مطب آورده شده که برای فهم بیشتر مطلب مفید خواهد بود،بیننده گرامی را برای خواندن این مطلب دعوت می نمایم.

مدیریت وبلاگ تریفه         

                                       

کاکه احمد مفتی زاده

                                                                       ایمان و کفر

سؤال: مدّتی است سؤالی برایم پیش آمده­ است و متأسّفانه کمتر توانسته­ام خدمت شما برسم و آنرا مطرح کنم؛ آن پرسش هم این است که: در نوارهای ضبط شده و صحبت های مجلسی شنیده‌ام که فرموده‌اید: اکنون من نمی توانم در دنیا کسی را نام ببرم که بتوان عنوان «کافر» را بر او اطلاق کرد. در حالی که در دوران پیامبر(ص) و در زمان خلفای راشدین (س) جنگهای متعددی به نام جنگهای «کفر و اسلام» رخ داده است و در دوران خلافت حضرت ابوبکر(س) پس از رحلت پیامبر(ص) افراد و قبایلی از ادای زکات خودداری کردند. و همین امر باعث شد که اعلام جهاد کند تا جایی که فرمود: «حتّی اگر مرا همراهی نکنید به تنهایی وارد جنگ با آنها می شوم.» آیا این مطلب با نظر شما مغایرت ندارد؟ لطفا مسأله را تبيين فرماييد.  
 
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

این سؤال، بخش کوچکي از موضوعی کلی، یعنی سیاست بین المللی اسلام است. در حاشیه‌ي کتابِ«در باره‌ي کردستان»، کوتاه و عنوان‌وار، در باره‌ي برخی از اصول سیاست اسلام- چه سیاست داخلی چه سیاست بین المللی-  توضیحاتی داده‌ام. البتّه توضیح هم نیست، بلکه اشارات بسیار مختصری است که اگر توضیح داده شود، بسیار مفصّل خواهد بود؛ زیرا، از زمانی که در دنیای اسلام، «حکومت شوری»را از بین بردند و حکومت استبدادیِ فردی را جایگزین آن کردند، حاکمیّتِ سیاستِ اسلامی از بین رفت. البتّه منظور این نیست که به طور کلّی از میان رفت؛ بلکه مبانی حکومتیِ حکومتها، بر اساس سیاست اسلامی نبود. خود حکومت استبدادی و همفکرانش گرچه گاه گاهی موافق اسلام بودند، ولی هر طور که می خواستند- ولو مخالف با اسلام- حکومت می کردند؛ چون سرشت و مصلحت حکومتهای استبدادی چنین است.  
آری! به دلیل از بین رفتن حکومت شورائی اسلام، می‌بینیم که هر چند در باره‌ي برخی از موضوعات فقهی، خیلی مفصّل و مبسوط سخن رفته است؛ امّا موضوع سیاست اسلامی، بسیار مُجمل و مختصر مورد بررسی قرار گرفته است؛ و اگر گاه‌گاهی عملاً یا قولاً مسائلی در این زمینه پیش آمده باشد، غالباً از همدیگر منقطع و گسسته‌اند و آنهایی که صد در صد طبق ضوابط اسلامی بوده- چه داخلی، چه بین المللی ـ برای کسانی که خیلی اهل تحقیق و مطالعه نبوده و از قرآن بی اطلاع باشند، هنوز مبهم است. می بینید قیامی مبارک و با عظمت از جانب خود خاندان نور و رسالت، چون قیام حضرت حسین (س) اتفاق می‌افتد؛ کسی که در قرآن تتبع داشته باشد، دنبال گفته ها و نقل قولها نیفتد كه آن را مبنای تفکّر خود قرار دهد. می تواند حقیقت ماجرا را ازمجموع روايات و نقل قولها به دست آورد. اساساً روش صحیح برای خوب فهمیدن تاریخ، آن است که شخص، تابع هیچ نقلی به تنهایی نباشد؛ بلکه مجموعه‌ي منقولات موافق و مخالف را نگاه کند، سپس  به استنباط خود، قدر مشترک و یا حتّی کمتر از قدر مشترک، روح مطلبي را كه به دست مي‌آيد دريابد و بر مبنای آن رویداد را ارزیابی کند، چون اگر انسان بر اساس نقل‌های گوناگون به ارزیابی رویدادها و حوادث تاریخی بپردازد ‌ـ نه تنها رویداد، بلکه هر جریان عمده و عظیم تاریخی را نیز آنگونه ارزیابی کند- دچار اشتباه می شود. در اینجا فقط اشاره‌ای بکنم؛ اين بحث، بسیار طولانی و مفصّل است و براي تجزيه ‌و تحليل آن به زمان مناسبي نياز است. مثلاً موضوع سِیَر و روایات: آنگونه که معمولاً اهل علم در اين قرون گذشته با این دو موضوع برخورد کرده‌اند، آنها را به نتیجه‌ي مطلوبی نمي‌رساند و بسیاری اوقات دچار اشتباهاتی اساسی شده‌اند. کسی که به‌ خوبي با قرآن آشنا باشد، بزرگي خطاها و عمده‌ بودن آنها را متوجه مي‌شود؛ ولی اگر طبق آن روشی که می گویم مطالعه می‌کردند و تحقیقات موافق و مخالف را در هرچیزي كه مربوط به آن جريان باشد، ـ مثلاً روش و سیرت خود حضرت رسولُ الله(ص) ـ انجام مي‌دادند نسبت به مسائل مختلف، از مجموع آن چیزها، لُب و روحی را استنباط می‌کردند، می‌دانستند که كدام يك از این روایتها كه در سیر وجود دارد صحیح و كدام نادرست و ناصحیح است. امّا وقتی شخص فقط متن این روایتها را نگاه می کند، به راستی در تاریکی و گُنگی و ابهامي می افتد كه هیچگاه درنمي‌يابد واقعاً روش پیامبر(ص) در این موضوع که سیَر از آن سخن می‌گوید، چگونه بوده است؟ چون روایات و همان‌ طور احادیث هم متعارض هستند، برخی به گونه‌ای آن را نقل می‌کنند و برخی به شيوه‌‌ای دیگر. اگر قرار باشد هر کسی هر حدیثی یافت بخواهد بر اساس آن بداند که پیامبر(ص) چه فرموده است، دچار انحرافات بسیار زیادی می شود؛ انحرافاتی کاملاً دور از راه حقیقی اسلام؛ راهی که راه قرآن است و سنت پيامبر، چه لفظی، چه عملی، چه تقریری، مُبیِّن قرآن است. براي آن است كه قرآن را براي مردم تبيين كند. در حالی که اگر در سِیَر و هم در احادیث، آدمی دنبال این راهی که پیشنهاد می کنم بیفتد[دچار خطا نمی شود]. و در هر حادثه‌ي دیگر نیز مربوط به زمانهای مختلف، نه فقط مربوط به اسلام و غیر اسلام اينچنين است. این روش، روش واقعیّت شناسانه‌ای نسبت به حوادث ـ چه زمان حال و چه گذشته ـ است. همین الآن هم نسبت به حوادث زمان خودمان اين روش راهگشاست. پس برای اینکه به واقعیّت پی ببرید، راه این است که آنقدر آراء و نظرات مختلف را مطالعه کنید تا سیمایی حقیقی ـ ولو خیلی محدود و کوچک ـ در آن موضوع مورد نظرتان را به دست آورید و بفهمید. سپس همه چیز را بر مبنای آن بسنجید، نهایتاً برایتان روشن می شود که کدام صحیح است و کدام غلط؛ در نتیجه شما به دلیل مطالعات مختلف در سیَر، کلیّاتی صحیح و اساسی را از اخلاق و روش پیامبر(ص) به دست می آورید؛ وقتی آن را به دست آوردید، خوب می توانید بفهمید که کدام یک از آنچه در کتاب‌های سیَر گفته شده، درست و کدام نادرست است. در احادیث نيز همين گونه‌ است.    


 إدامه مطلــــب 
+ نوشته شده در 87/10/05ساعت 3:1 بعد از ظهر توسط امید |