تبليغاتX
تریفه، مکتب قرآن

سوال :
با سلام و خسته نباشید.
من سوالم را تا به حال از چند مرجع دیگر پرسیده ام ولی تا کنون جوابی نگرفته ام.تنها امیدم شما هستید.سوال من این است:من همیشه بعد از نماز با تسبیح صلوات میفرستم.مدتی قبل از طرف یکی از بهترین دوستانم هدیه ای دریافت کردم.این هدیه یک تسبیح است که به سر این تسبیح یک صلیب وصل شده(لازم به ذکر است که من شیعه هستم)میخواستم بدانم که آیا من میتوانم از این تسبیح برای فرستادن صلوات در نماز استفاده کنم؟خواهش میکنم من را راهنمائی کنید.
با تشکر
جواب :
وعليكم السلام
دوست عزيز! بايد همگي تلاش كنيم كه : درحالت روحي مناسب ، - واميدبه رحمت الهيباشوق ورغبت ، باذكروتسبيح وتحميد پروردگارمهربان ، دل را آبادوآرام گردانيم « الله بذكر الله تطمئنّ القلوب » ، وبادرود و صلوات بر بهترين بنده خدا ودلسوزترين آنها ، محمد مصطفي – صلوات الله وسلام عليه وعلي آله – التزام و وفا داري خود را ،به راه ومسير او ( يعني راه سعادت دنيا وقيامت ) اعلام داريم كه صدق اخلاص دراين عمل عظيم ( كيفيت ) نقش اول واساسي را ايفا مي كند . هرچند شمارش نكنيم وخودندانيم كه چند بار صلوات فرستاده ايم . زيرا « وما يعزب عن ربك من مثقال ذرهٍ في الارض ولافي السماء » ( 61 يونس ). و« انالانضيع اجرمن احسن عملاً »( 30 كهف )و « يوم تجدكل نفس ماعملت من خير محضرا» ( 30 آل عمران ). ريا وتظاهرجان عمل را مي گيرد، وآن را فاسد مي كند . اگرتسبيح به دست گرفتن ، تظاهر به عمل باشد،كاري است عبث وبيهوده ، درغير اين صورت مباح وبي اشكال .
اما حمل صليب ونصب آن اگر به معني اعلام انتساب و وفاداري به آيين وآرمان صليبيون باشد وارتداد از آيين خود ، حرام بودن آن وخروج ا‍ز آيين خود ، واضح است .ودر غيراين صورت جهت رفع شبه ، برداشتن ودور انداختن آن ، كاري است لازم وآسان .


 إدامه مطلــــب 
+ نوشته شده در 87/03/26ساعت 1:0 بعد از ظهر توسط امید |

                                              

                                          بسم‌ الله الرحمن الرحيم
                                                                                                                                        
                                              مردم شريف و آگاه!


در ادامه‌ی چاپ و نشر بی‌رویه‌ی آثار پدرم ـ‌کاکه‌احمد مفتی‌زاده‌ـ به‌وسیله‌ی حسن امینی و همدستانش، اخیراً نیز کتابی با عنوان: «دياريیˇبوˇ ياران ـ دیوان اشعار کاکه احمد مفتی‌زاده» منتشر گردیده است. 
این کار همچون اقدامات خائنانه‌ی گذشته‌ی آنان، در حالی صورت می‌گیرد که هم اینجانب به عنوان تنها وارث پدرم، و هم شورای مدیریّت مکتب قرآن که از طرف ايشان، امین و مسؤول هر نوع اقدام در زمینه‌ی آثار ایشان می‌باشد، از آن بی‌اطلاع بوده‌ايم.
با توجه به سوابق تلخ و اقدامات خودسرانه‌ي اين شخص، اينجانب اين بار نيز عدم رضایت و اعتراض شدید خود را اعلام كرده، و نكات زير را جهت روشن شدن اذهان عموم به آگاهي مي‌رسانم:    

 


 إدامه مطلــــب 
+ نوشته شده در 87/03/26ساعت 9:31 قبل از ظهر توسط امید |

                                                 

                                    

نامه‌ی کاکه احمد مفتی‌زاده به فرزندش محمّدژیان

                                             بسم الله الرحمن الرحیم

 

فرزند عزیز و دلبندم، برادر دینی ارجمندم محمّدژیان گیان! السّلام علیکم ورحمة الله وبرکاته. پارسال نصیحت‌نامه‌ای برایم نوشتی که اقدامی بسیار بجا و درست بود.

اگر من همیشه وضع زندگیم چنان بوده، که بهر جهتی از جهات نتوانسته‌ام وظیفه‌ی پدری دلسوز را نسبت به تو ادا کنم، اکنون که این گرفتاری برایت پیش آمده- و من نیز فرصتی برایم فراهم شده- خود را موظف می‌دانم، لااقل بحکم « إِذَا حُيِّيتُم » نصیحتی برایت بنویسم، اگرنه بهتر از نصیحت صمیمانه‌ی تو، لااقل درحد آن.

ڕۆله‌ گیان! می‌دانم که الحمدلله، جوانی باایمانی. و دنیا را معبری بیش نمی‌دانی. امّا چون سن و سالت کم است، و هنوز تجربه‌ی زیادی نداری، ممکن است قلبت کوچک باشد، و با درک و فکرت، هماهنگی کامل نکند، و خدا ناکرده، برخورد روحی و ظاهریت با این حادثه و مسائل مربوط با آن چنان باشد، که برایت بی‌سود گردد (درحالیکه می‌دانی: هر بلایی، برای مؤمن واقعی سرچشمه‌ی خیر و برکت است). آنچه در این باره آرزو دارم برایت بگویم، زیاد است و در یک نامه نمی‌گنجد. پس ناچار، آنچه مهمتر است می‌نویسم:

           


 إدامه مطلــــب 
+ نوشته شده در 87/03/25ساعت 1:43 بعد از ظهر توسط امید |

                                          بسم الله الرحمن الرحیم
 
((مقدمه))

برای پروراندن یک ((هسته)) ،بایدخصوصیات آن هسته را بشناسیم.بدانیم که آن هسته،درچه موقعیتی،قابل پرورش است؟ درچه فصلی کاشته می شود؟ درچه نوع خاکی- خوب –رشد می کند؟ چه مقدارآب،می خواهد؟ چه وقت،بایدآب را ازآن،قطع کرد؟ چه نوع کودی،لازم دارد؟ چه آفتهایی،ممکن است به آن،ضرربرساند؟ چه نوع سمّی یاچه روشی می تواند آفتهایش را دفع کند؟ و...؟ باید همۀ اینها را بدانیم؛تا مطمئن شویم که می توانیم آن هسته را پرورش دهیم،و- به طورصحیح وکامل- ازآن،بهره ببریم.
ما،می خواهیم که زندگی انسان،روی کرۀ زمین،زندگی درست وسالمی باشد؛استعدادهایش ضایع نشود،ونعمتهای فراوانی را که دراختیاردارد،ضایع نگرداند،وازآنها درست استفاده کند.

برای محقق شدن این هدف عالی چه باید کرد؟

فقط درصورتی می توان راه صحیح بهره برداری ازتمام تواناییهای انسان،وامکاناتی را که درزمین دراختیاردارد،پیدا کرد،که:انسان ومحیط زندگیش را- محیطی که درآن رشد می کند وازامکانات آن،بهره می برد- بشناسیم.مانند همان نمونۀ ساده که گفتیم.این مطلب،روشن است که بالأخره پس ازشناختن یک هسته،ودانستن مسایل مربوط به پرورشش،می توان برنامه وروش ویژۀ پرورش آن راتهیّه کرد.
آیااین کار،درموردانسان هم،ممکن است؟


 إدامه مطلــــب 
+ نوشته شده در 87/03/23ساعت 7:4 قبل از ظهر توسط امید |

سوال :
با سلام،
آیا کاک احمد در موارد زیر فتوایی داده اند؟ من ساکن خارج از کشور هستم و بنابراین خیلی مشتاقم نظر ایشان را بدانم:
1-آیا خوردن گوشت (گاو، گوسفند یا مرغ) ذبح نشده در کشور غیر اسلامی جایز است؟ هر چند اینجا هم بعضی مغازه های مسلمانان گوشت حلال دارند ولی به سبب بعد مسافت دسترسی به آنها دشوار بوده و به ویژه در محل کار و یا رستوران ها چنین انتخابی ممکن نیست. بنابراین تنها راه مصرف گوشت حلال این است که در آخر هفته در منزل پخته شود. این بدین معنی است که در روابط اجتماعی و بیرون رفتن با دوستان مشکلاتی ممکن است پیش آید.
2-در شرایطی که انتخاب از میان مسلمانان به دلیل جمعیت کم ایشان در ایجا بسیار محدود است، آیا ازدواج با دختر غیر مسلمان جایز است؟ همانطور که ذکر شد، احتمال یافتن دختر ایده آلی که با او تفاهم داشته باشیم، از میان جمعیت بسیار اندک مسلمانان کمتر است.
با سپاس، لطفا در صورت امکان به من ایمیل هم بزنید.
جواب :
بند1ـ در اين مورد كاكه احمد رأي صريح ندارد. اما علي الظاهر استفاده‌ي خوردن از خوراكيهاي اهل كتاب اعم از گوشت كشتار شده توسط آنان، و غيره به شرط رعايت موارد ذيل جايز و بلا اشكال است.(اليوم احل لكم الطيبات و طعام الذين اوتوا الكتاب حل لكم و طعامكم حل لهم ... مائده آيه 5)
1ـ اصل خوراك ذاتاً حرام نباشد؛ مانند گوشت خوك و متعلقاتش و يا خوراكيهايي كه در تركيب آن از مواد حرام استفاده شده باشد.
2ـ ذبح شرعي حيوانات و پرندگان حلال گوشت، در حال زنده بودن آنها، صورت گرفته باشد.
3ـ مطمئن شدن ( حصول يقين يا ظن غالب) از اينكه كشتار حيوان يا پرنده، از طريق ضربات اشياء كوبنده يا شوك الكتريكي محض، صورت نگرفته باشد.
و امّا خوردن گوشت كشتار شده توسط غير اهل كتاب فقط در ضرورت جايز است.
بند 2ـ در اين مورد كاكه احمد باز رأي صريح ندارد؛ اما از نظر فقهاي اسلامي ازدواج با زنان اهل كتاب جايز و بلا مانع است؛ مشروط به مورد ملاحظه قرار دادن قيدهاي زير:
الف: برخوردار بودن شخص مورد نظر، از عفت و پاكدامني، چنان كه قرآن مي‌فرمايد: (... و المحضات من المؤمنات و المحضات من الذين اوتوا الكتاب من قبلكم) (مائده آيه5)
ب: نبودن از ملت و قومي، كه در حال ستيز و دشمني با مسلمانان هستند؛ مانند صهيونيستهاي امروزي.
ج: حصول يقين يا ظن غالب، به وقوع نپيوستن زيان و فتنه‌اي، بر اثر آن.
و اما با وجود جايز بودن ازدواج با اهل كتاب، تا حدي كه امكان داشته باشد، سعي شود از ازدواج با آنان خودداري به عمل آيد؛ زيرا:
اولاً: همچنان كه واضح و روشن است يكي از مقياسهاي شرعي انتخاب همسر، تناسب (كفائت) ميان زوجين است؛ كه مهمترين و اساسي ترين موارد آن، در جهان‌بيني و اصول عقايد است. در صورت عدم رعايت اين اصل، اميد به سازش و تفاهم به حداقل مي‌رسد.
ثانياً: چه اطميناني وجود دارد كه فرزند يا فرزنداني(اگر خداوند عطا فرمايد) راهي غير از اسلام برنگزينند. پس تا مقدور باشد از ازدواج با غير مسلمانان اجتناب به عمل آيد. و اگر هم ازدواجي صورت پذيرفت، سعي شود، موارد تناسب در خصوصيات رواني و اخلاقي به حداكثر برسد.
ناگفته پيدا است كه، فقط ازدواج مرد مسلمان با زن اهل كتاب جايز شمرده شده؛ عكس آن يعني ازدواج مرد اهل كتاب با زن مسلمان در هيچ صورتي جايز نيست.


 إدامه مطلــــب 
+ نوشته شده در 87/03/17ساعت 4:19 بعد از ظهر توسط امید |

سلامی مجدد خدمت خوانندگان وبلاگ تریفه ،باید عرض کنم بحث دیالکتیک اسلامی اثر علامه بزرگواره  کاکه احمد مفتی زاده مطلب فلسفی بسیار جذاب و درعین حال سنگین میباشد، از خوانندگان محترم تقاضا میشود بدون خستگی بحث رابه صورت کامل خوانده ومارا از نظرات خودتان بی بهره نفرمائید.

امید آرزوی موفقیت همه شماست.                                 

                                                بسم الله الرحمن الرحیم

باسلام ودرود برشما خواهران وبرادران وآرزوی توفیق دربارورسازی انقلاب،عنوان بحث امروزموضوعی است که شهرتی ندارد ومصطلح نشده.....وبخاطراینکه گرفتاربعضی از ًدانشمندان ً! نشویم-آنچنانکه درگذشته شده ایم- کمی درباره اش توضیح میدهم.وقبلا ًنیزبه آن اعتراضی که درگذشته شده اشاره ای میکنیم:
باانسانی که سالها زحمت کشیده ودرس جامعه شناسی خوانده بحثی داشتم واشارهای کردم به جامعه شناسی وماتریالیستی.این ًدانشمندجامعه شناس! ًدرمجلسی بحث کرده بودکه فلانی اسم این نوع جامعه شناسی را برده است این نوع جامعه شناسی را من ندیده ام....! لذا درباره، موضوع بحث امروز،ازهمین حالا اشاره ای می کنم که: ًدیالکتیکاسلامی ًاصطلاحی رایج نیست امامعنی بسیاردقیق ومهم تاریخی دارد.
ودرمقدمه اشاره ای سریع وگذرا میکنم به خلاء فکری وفلسفی چند قرنه اخیرشرق که بیگانگی،دربین ما و ذخائرفکری گذشتگان ما بوجود آورده؛ ولذاناچاریم درچنین موردی آنچه مقداری ما رابا جوگذشته آشنا میکند مطرح سازیم آشنایی با آن جریانی که پیروان اسلام با قدرتی فوق العاده راهش را ادامه میدادند اما ازیک طرف جنگ های صلیبی از سوی غرب شروع شد؛ودورانی گذشت وجنگ های مغولیان نیز ازسوی شرق... وازطرف دیگر،استثمارگران داخلی،فرصت طلبان وکسانی که در فکربدست آوردن قدرت ومقام وامتیازات بودند تاخت وتازوجنگهای داخلی را آغازنمودند ودامن زدند...واین همه باهم حرکتی منفی درعالم اسلام بوجود آوردند که دانشگاههاومدارس عالی اسلامی وحتی مدارسی درسطح پائین تر هم تعطیل شدند.نمونه تعطیل بسیاربزرگ ومهم مراکزآموزشی وتحقیقی اسلامی، ًاندیس ً است که در باره، تاریخش کم یا بیش،اطلاعاتی دارید.
زمانیکه جریان سریع فکردرشرق دراثرحوادث مورد اشاره متوقف شده بودغرب بافلسفه عظیم اسلامی آشنا شد اما نه آشنائی عمیق نه آشنائی که پشتوانه ای ازتحقیق وتلاش متوالی منشاء این فکروفلسفه بدنبال داشته باشد زیراهمانطور که اشاره کردیم دراین عصرچراغ فکروفلسفه درشرق،درعالم اسلام تقریباًخاموش شده بود.این امرموجب شد که غرب ازقرون وسطی به بعد نتوانست فلسفه اسلامی راآنچنانکه بود درک کند.دراین جا یک حاشیه هم اضافه کنم که:قصدم از فلسفه اسلامی ًآن فلسفه پویا وپایا وابدی نیست که درقرآن ماهمیشه میتوانیم جستجوکنیم. کوچکترازآنهم منظور من بودیعنی: ًفلسفه کلاسیک اسلامی ،فلسفه ای که دانشمندان ومتفکران به تناسب سطح درک زمان خودازقرآن استنباط کرده بودند.اروپاحتی نتوانست آن فلسفه را- گرچه دربرابرفلسفه بیکران قرآن بسیارکوچک است و صورت کانالی ازدریائی رادارد- نیزدرک کند!
بعدازقرون وسطی که حرکت تقدمی وترقی خواهانه رنسانس شروع شداطلاع داریدکه علم دوستی یک شعاروروش انقلابی شده بود برای دوران جدید...ومعمولاً درانقلابهای انسانی وقتی مطلبی می آیدوجای مطلب دیگری رامیگیردآن مطلبی که باید برود غالباً با همه ارزشهایش می رود لذا رنسانس رنگی ضد فلسفه وضد فکری پیدا کردالبته آن فکرعالی وبالاترازحد گنجانده شدن درآزمایشگاهها؛زیرا دربرابرحرکت رنسانس کلیساها ودربارها قیام میکند دقت نمیکندکه شاید دراین کلیساهای فریبکارودراین دربارهای ستمگرحرف های درستی هم باشد.فلسفه دستاویی شده بود دردست کلیساهاودرحقیقت برای تخدیرمردم! لذا اگرمطالبی خیلی مفید وسودمندهم درفلسفه وجود داشت به خاطرارتباطش با کلیسامحکوم بودبه منفوربودن ونابود گشتن.تادورانی به همین ترتیب فلسفه منفوراجتماع بود؛کمترکسانی بودندکه با کوچکترین احترام ازفلسفه نام ببرند.بتدریج زمان می گذشت،آن تب وتاب ضدکلیسائی مقداری آرام میشدولذا ذهنها با دقت بیشتربه کارمی افتادکه شاید درارث گذشته نقطه های مثبتی هم باشد.ازجمله به تدریج فلسفه دوباره پابه میدان گذاشت؛امابازهمان فلسفهء قرون وسطائی که رنگی آلوده ومسخ شده،ولااقل فهمیده نشده ازفلسفه،اسلامی بود.این مطلب موجب شده که نه تنهااروپا با روح ومحتوای اصطلاحات وتأویلات واصول مقیاسهای فلسفی اسلامی آشنا نبوده عالم اسلام که خودش زمانی منشاء این فلسفه، باعظمت بود به واسطه دچارشدن به همان سیرقهقرائی نیزازاین ارث گذشته خود بیگانه است.


 إدامه مطلــــب 
+ نوشته شده در 87/03/16ساعت 1:19 قبل از ظهر توسط امید |

 


                                               كــــــوردستاني جوانم
         

              چـه نای چه ن ساڵه کوردستانی جوانـم             
                   

                                له دۆرێـت عالـــــه مم لێ بۆته زیــندان    

 

            مـه گه ر ناوت له ناو ڕۆزنامه مــــــۆچــــــڕک    
   

                                بخاته گیان و چــاو بێــــــنێته گریــــــــان    

 

            وڵاتی خۆشــــــه وێــــــستم یا خۆدا قــــه ت    
     

                             شـه ڕی زۆرکاروخــــــوێرێ لێت نه کا کـار       

      

            خودای ئــه و خه ڵکه خــــــۆت و ڕۆڵه کـانت             
     

                             بپــــــارێزێ له فـــــێڵ و داوی به د کـــار        

 

             ئه من فاشێست و به د خــــوای خه ڵکـی ترنێم           
    

                           موباره ک بـــی له هـه ر که س نێــشتمانی     

   

            بــه ڵام بۆمن هه مــــــۆ ئیران به مـــــــوڵکێ          
       

                             فـدای وێڵه ی سنه و مه ســـناوی جوانـی          

  

              وه ته ن ئه ڵحـه ق به هه شتی ڕۆی زه ۆینی        
      

                                گــه لت داخــێ به جه رگم زۆر هــــه ژاره         

 

              زه لانــی پاییزی ئامــــانیـــــــه ت بـــــــــۆ       
     

                                دڵـــی ژاکاوی دۆرێ ، بـــــای به هــــاره            

   

             به ڕاس لایـــــقته کوردســــــــتانی جوانــــــم            
         

                                  گه لـــی ژێر ونه ترس و کـرژی ئێــــمان             

  

               له گوێت هه ر نه بڕێ یا خوا ده نگی صــه ڵوات        
        

                                  لـه بۆ پـــێغه مبــــه رو بۆ ئــــال و یــاران           

 

 


 

 

+ نوشته شده در 87/03/06ساعت 0:49 قبل از ظهر توسط امید |

 

                                               (به ناوی خوای گه وره )

ئه م پارچه شیعره هونراوا ی کاکه ئه حمدی مفتی زاده یه  که  دوایی به دوا چونیک زور ئه سلی شیعره که به پی سه رچاوه یه ی باور پیکراوه و جی متمانه به م شیوه یه نوسراوه ته وه و ئاراسته ی ئیوه ی به ریزی خوینه رکرا.

                                                    مافـــــی نیشتمان


           نیشتمان ئه ی خاک و خۆڵی تۆکڵه ی چاوانمه                        
       

                                      نیشمان ناوی به رێزت هێزی رؤح و گیــانمه                        


           نیشتمان ئه ی به ر به یانت رؤشنێ ئــــێمانمه                           
           

                                   نیشتمان ئێواره کانت خه ڵوه تی عـــــیرفانمه                            


        نیشتمان قوربانی کوێستانت دڵی پر ده ردی من                       
   

                                نیشتمان حه یرانی گه رمێنت هه ناسه ی سه ردی من                  
                                                 


 إدامه مطلــــب 
+ نوشته شده در 87/03/02ساعت 7:43 بعد از ظهر توسط امید |