به نام خداوند بزرگ و مهربان
در مورخ ۱۴/۱۱/۱۳۸۷ وبلاگ تریفه هم فیلتر گردید.
|
||||
|
||||
برآن شدم مطلبی نغز و بسیارزيبا از گاندی را به اين مناسبت در اینجا قرار دهم
در یک سخنرانی گاندی می گوید: براین عقیده هستم که در راه رسیدن به هدف باید از همه چیز گذشت ، ولی نباید دیگران را از بین ببریم تا به هدفمان برسیم ، هرکاری که با ما بکنند ما به کسی حمله نمی کنیم ، کسی را نمی کشیم ، مارا زندانی می کنند ، دارایی های مارا ضبط می کنند ،ایمان خودمان را اگر ما به آنها ندهیم نمی تو انند آنرا از ما بگیرند. من از شما می خواهم مبارزه کنید ، علیه خشم آنها ، ما حتی یک ضربه به آنها نمی زنیم ، ولی ضربه ها را از آ نها می پذیریم ، علیه آنها کاری می کنیم که درد بی عدالتی خودشان را احساس کنند ، ما نمی توانیم شکست بخوریم ،نمی توانیم ، ممکن است جسم مارا شکنجه بدهند ، استخوانهای مارا بشکنند ، حتی مارا بکشند آنوقت جسد مارا خو اهند داشت ،نه اطاعت و فرمانروایی مارا .
با این فیلتر شکن وبلاگ را باز نمائید.
www.13azar.com
http://www.13azar.com/pp/index.php?iRaN=687474703.2)2)7777772(776974686)757466696/746572732(636)6\
بسم الله الرحمن الرحیم
![]()
خوانندگان محترم وبلاگ تریفه باسلام و عرض ادب و ارادت.
از اینکه این مدت متحمل زحمات اینجانب شده اید بسیار سپاسگذارم،امیدوارم خدای بزرگ به همه صداقت و راستگوئی در باطن و ظاهر عطا فرماید و بتوانیم در جهت رضایت او قدم برداریم.
دوستان گرامی درحد توان تلاش کردم مطالبی از علّامه شیهد و بزرگوار کاکه احمد مفتی زاده (رحمه الله تعالی علیه)بر روی این وبلاگ قرار بدهم، منبعی باشد برای محققانی که بخواهند در عرصه دین به تحقیق بپردازند،همچنین کسانی که قصد آشنایی با زحمات این بزرگ مرد دین را دارند.
این دلیلی برای ختم مطالب و یا اینکه دیگر مطلبی وجود ندارد نیست،بلکه به این دلیل که یک سری مشغولیت برایم بوجود آمده که وقتی برای نوشتن وبلاگ ندارم .
آرزوی موفقیت همه را از خدای بزرگ خوهانم.![]()
![]()
تذکر همیشه علّامه کاکه احمد درزمینه درد بشریت را هیچگاه فراموش نکنیم،با نقلی قولی از ایشان ختم به کارم را اعلام می دارم.
وسلام علیکم و رحمةالله و برکاته.
علت دردهای انسانی انسان،نه ضعف فرهنگی،ونه ضعف علمی،ونه کمبودکتاب ونه حتی کمبودآموزش اخلاقی است.علت،نبودن((تزکیه))است و تزکیه تنها ازدین،ساخته است که با هم ذهن و قلب،سرو کار دارد ـ نه تنهابا ذهن ـ اگر غیردین،با قلب،سرکارپیداکند،بدلیل عدم اهلیت،زیانهای گوناگون میرساند.مثلاْ:یا ((منزوی))بار میآورد،ویااحساساتیهای از قبیل ناسیونالیستهای نازی و ژاپنی و اسمعیلی و....
انسان بااخلاق دینی- ازجهت ماهیت وهم شمول- خیرو برکت است برای بشریت.اما بااخلاق بمعنی محدودعرفی وهمچنین بامعنی گستردهٌ علمی،بعلت صوری بودن،ممکن است بدترین دشمن انسان باشد((مثلا:روحیّه انسان دوستی به وجود نیمآیدکه بی تفاوت نباشدبه ((معیون ))و((اماطـة الاذی))و((ابطال صوم وصلوة))و....
اجمالی از برنامه های کاکه احمد مفتی زاده
[آدرس جدید سایت مکتب قرآن با این عنوان فعالیت خود را از سر گرفت]
ــــــتوجه ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتوجه ـــــ
خوانندگان محترم وبلاگ تریقه
بنا به درخواست دوست گرامی آقای محمد نویسنده وبلاگ پرورش و آموزش،لینک وبلاگ ایشان را مستقیم در اختیار خوانندگان می گذارم.
به امید موفقیت همه دوستان.
بسم الله الرحمن الرحیم
بانک صوتی جدید با عنوان خالو ریبوار در خدمت شما خوانندگان محترم می باشد.
انشاءالله در آینده نزدیک مطالب و اشعار صوتی مفیدی بر روی آن قرار خواهد گرفت.
آدرس:
www.masnaw.cast.ir
اخبار مکتب قرآن
خوانندگان محترم وبلاگ تریفه سلام علیکم:
طبق اخباررسیده،با توجه به احضار افراد مکتب قرآن بوکان(طرفداران علّامه کاکه احمد مفتی
زاده) به دادگاه انقلاب مهاباد در تاریخ ۰۳/۱۰/۱۳۸۷،حکم آنها بعد از چند روز به طور شفاهی
اعلام گردیده است.
اسامی افراد به شرح زیر می باشد،ابراهیم اسماعیل پور - علی رسول نژاد- اسماعیل ادیب
حسامی - خالد خدا کرمی - ناصر حاج پیروتی- نادر بایزدی - محمد کریمی - مصطفی نادری
- طاهر کریمی- حسین شاوردی.
حکم: ۹۱ روز حبس تعزیری
اتهام: ۱- تبلیغ علیه نظام (مولودی خوانی) ۲- تبلیغ عقاید اهل سنت
از روز ابلاغ حکم به مدت ۲۰روز این حکم قابل اعتراض در دادگاه تجدید نظر می باشد.
متن اصلی محکومیت افراد مکتب قرآن
محاضرة لفضيلة الأستاذ «كاكه احمد مفتيزاده»- رحمه الله تعالى-حول الإيمان و الکفر
العلّامه بعدالسجن العلّامه قَبل السجن

بسم الله الرّحمن الرّحيم
المقدّمة
الحمدلله ربِّ العالمين، وصلوات الله وسلامه، ورحمته وبركاته على خاتم الأنبياء والمرسلين محمّد وآله وأصحابه المخلصين إلى يوم الدّين.
أمّا بعد فإنّ هذه الرسالة التي بين يدي القارئ الكريم، ترجمة سؤال وجواب، لفضيلة الأستاذ «كاكه احمد مفتيزاده»، يعود تسجيل أصلها، إلى سنة 1413ق، وكان الأستاذ المجاهد يقضي في تلك السنة آخر شهور حياته المباركة، بعد عشر سنوات قضاها في السّجن، صابراً صامداً محتسباً، معظمها في الزنزانات الإيرانية الإنفرادية.
و في إحدى زياراته العائلية خارج السجن، اُتيحت فرصة فعرض عليه فيها «سؤال حول الإيمان و الكفر» فأجاب -رحمه الله- بما ستقرئونها إن شاء الله. من حسن الحظ أنّ اصل السؤال و الجواب، الذي اُجري باللغة الكردية، سُجِّل تصويرياً في تلك الظروف الصعبة وهو موجود الآن. ورغم أهمية الموضوع (اعتباراً لملابسات خاصة) تأخّر توزيعها للعموم إلى سنة 1426 ق. و ها نحن اُولاء نقدّم للناطقين باللغة العربية، ترجمة هذا الموضوع الهامّ، علّها أن تُروي عطاش الحقيقة بجرعة مِن بحر المعرفة الدينية التي كانت قطرات مباركات استنبطها كاكه أحمد مفتيزاده، من عيون الكتاب والسنة الذّاخرة الفيّاضة. والقارئ الكريم سوف يواجه فيها «التكرار لبعض الموضوعات بعبارات مختلفه»، و استعمال المترادفات، و الإستفادة من ضروب التعبير من أخبار و إستفهام و...، و ضرب الأمثال المتعددة لموضوع واحد، كل هذا باسلوب واضح بسيط جدّاً، و بعبارات سهلة صريحة. و دليل ذلك: انّه لما كانت هذه الآراء و النظريات التي طرحت في هذا الجواب، نظريات جديدة هامة، و في الحقيقة ليست معروفة، و لا مألوفة حتى لدي العلماء. هذا من جهة، و من جهة أخرى كانت الموضوعات العلمية الجليلة، و المفاهيم الدينيه العظيمة في ذاتها، صعبَ المنال للخواص بَلْهَ العوام، لَجَئنا إلى هذا المنهج، وأخذنا بهذا الاسلوب. و المرجو من العلماء والقراء، إلمام النظر في المسائل المطروحة بعين الإنصاف و الرضا، لا بعين السخط والغضب. نسأل الله تعالى أنْ يُخضِرَ الجمود والمَحْلَ في ميدان المعرفة بصوب هذه الحقايق الدينية.
بسم الله الرحمن الرحيم
سؤال: فضيلة الأستاذ کاکه احمد مفتی زاده! السلام عليكم ورحمة الله وبرکاته.
منذ زمن طويلة شغلني سؤال، و مع الأسف لم يتيسرلي في تلك المدة لقاءك كي اسئلك عنه والسؤال هو: أنّك في بعض مقالاتك المسجّلة، والمحاضرات التي القيتها في المناسبات المختلفة، قلتَ: لا اجد اليوم على وجه الأرض أحداً يجوز أن يطلق عليه اسم الكافر. هل هذا صحيح؟ و كيف يكون ذلك؟ و اضافة إلى هذا قيل إنّك قلت: لو كان هناك كافر، ما كان للإسلام أنْ يحاربه لأنّه كافر. و مع هذا نرى أنّه ورد في التاريخ متواتراً أنّ بعض الناس ارتدّوا في عهد ابيبكر - سلام الله عليه - بعد وفات النبي -صلى الله عليه وسلم- و امتنعوا عَنْ أداء الزكاة، و كان ابوبكر- سلام الله عليه - بسبب تلك المواقف من هؤلاء، أمر بقتالهم حتى قال للمسلمين: لو لم تُسايروني في هذا الأمر لسرت إليهم وحدي، ولاُقاتلنّهم. أفلا يغاير هذا ما قلتَ؟ وكيف تربط بينهما؟
سلام وعرض ادب واحترام خدمت خوانندگان تریقه.
بحث ایمان و کفر از جمله آثاربسیارگرانبها ی علّامه کاکه احمد مفتی زاده میباشد، اصل نوار به زیان کُردی وباهمّت شورای مدیریت مکتب قرآن به زبان فارسی برگداننده شده،توضیحی مختصر در آخر مطب آورده شده که برای فهم بیشتر مطلب مفید خواهد بود،بیننده گرامی را برای خواندن این مطلب دعوت می نمایم.
مدیریت وبلاگ تریفه

ایمان و کفر
سؤال: مدّتی است سؤالی برایم پیش آمده است و متأسّفانه کمتر توانستهام خدمت شما برسم و آنرا مطرح کنم؛ آن پرسش هم این است که: در نوارهای ضبط شده و صحبت های مجلسی شنیدهام که فرمودهاید: اکنون من نمی توانم در دنیا کسی را نام ببرم که بتوان عنوان «کافر» را بر او اطلاق کرد. در حالی که در دوران پیامبر(ص) و در زمان خلفای راشدین (س) جنگهای متعددی به نام جنگهای «کفر و اسلام» رخ داده است و در دوران خلافت حضرت ابوبکر(س) پس از رحلت پیامبر(ص) افراد و قبایلی از ادای زکات خودداری کردند. و همین امر باعث شد که اعلام جهاد کند تا جایی که فرمود: «حتّی اگر مرا همراهی نکنید به تنهایی وارد جنگ با آنها می شوم.» آیا این مطلب با نظر شما مغایرت ندارد؟ لطفا مسأله را تبيين فرماييد.
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
این سؤال، بخش کوچکي از موضوعی کلی، یعنی سیاست بین المللی اسلام است. در حاشیهي کتابِ«در بارهي کردستان»، کوتاه و عنوانوار، در بارهي برخی از اصول سیاست اسلام- چه سیاست داخلی چه سیاست بین المللی- توضیحاتی دادهام. البتّه توضیح هم نیست، بلکه اشارات بسیار مختصری است که اگر توضیح داده شود، بسیار مفصّل خواهد بود؛ زیرا، از زمانی که در دنیای اسلام، «حکومت شوری»را از بین بردند و حکومت استبدادیِ فردی را جایگزین آن کردند، حاکمیّتِ سیاستِ اسلامی از بین رفت. البتّه منظور این نیست که به طور کلّی از میان رفت؛ بلکه مبانی حکومتیِ حکومتها، بر اساس سیاست اسلامی نبود. خود حکومت استبدادی و همفکرانش گرچه گاه گاهی موافق اسلام بودند، ولی هر طور که می خواستند- ولو مخالف با اسلام- حکومت می کردند؛ چون سرشت و مصلحت حکومتهای استبدادی چنین است.
آری! به دلیل از بین رفتن حکومت شورائی اسلام، میبینیم که هر چند در بارهي برخی از موضوعات فقهی، خیلی مفصّل و مبسوط سخن رفته است؛ امّا موضوع سیاست اسلامی، بسیار مُجمل و مختصر مورد بررسی قرار گرفته است؛ و اگر گاهگاهی عملاً یا قولاً مسائلی در این زمینه پیش آمده باشد، غالباً از همدیگر منقطع و گسستهاند و آنهایی که صد در صد طبق ضوابط اسلامی بوده- چه داخلی، چه بین المللی ـ برای کسانی که خیلی اهل تحقیق و مطالعه نبوده و از قرآن بی اطلاع باشند، هنوز مبهم است. می بینید قیامی مبارک و با عظمت از جانب خود خاندان نور و رسالت، چون قیام حضرت حسین (س) اتفاق میافتد؛ کسی که در قرآن تتبع داشته باشد، دنبال گفته ها و نقل قولها نیفتد كه آن را مبنای تفکّر خود قرار دهد. می تواند حقیقت ماجرا را ازمجموع روايات و نقل قولها به دست آورد. اساساً روش صحیح برای خوب فهمیدن تاریخ، آن است که شخص، تابع هیچ نقلی به تنهایی نباشد؛ بلکه مجموعهي منقولات موافق و مخالف را نگاه کند، سپس به استنباط خود، قدر مشترک و یا حتّی کمتر از قدر مشترک، روح مطلبي را كه به دست ميآيد دريابد و بر مبنای آن رویداد را ارزیابی کند، چون اگر انسان بر اساس نقلهای گوناگون به ارزیابی رویدادها و حوادث تاریخی بپردازد ـ نه تنها رویداد، بلکه هر جریان عمده و عظیم تاریخی را نیز آنگونه ارزیابی کند- دچار اشتباه می شود. در اینجا فقط اشارهای بکنم؛ اين بحث، بسیار طولانی و مفصّل است و براي تجزيه و تحليل آن به زمان مناسبي نياز است. مثلاً موضوع سِیَر و روایات: آنگونه که معمولاً اهل علم در اين قرون گذشته با این دو موضوع برخورد کردهاند، آنها را به نتیجهي مطلوبی نميرساند و بسیاری اوقات دچار اشتباهاتی اساسی شدهاند. کسی که به خوبي با قرآن آشنا باشد، بزرگي خطاها و عمده بودن آنها را متوجه ميشود؛ ولی اگر طبق آن روشی که می گویم مطالعه میکردند و تحقیقات موافق و مخالف را در هرچیزي كه مربوط به آن جريان باشد، ـ مثلاً روش و سیرت خود حضرت رسولُ الله(ص) ـ انجام ميدادند نسبت به مسائل مختلف، از مجموع آن چیزها، لُب و روحی را استنباط میکردند، میدانستند که كدام يك از این روایتها كه در سیر وجود دارد صحیح و كدام نادرست و ناصحیح است. امّا وقتی شخص فقط متن این روایتها را نگاه می کند، به راستی در تاریکی و گُنگی و ابهامي می افتد كه هیچگاه درنمييابد واقعاً روش پیامبر(ص) در این موضوع که سیَر از آن سخن میگوید، چگونه بوده است؟ چون روایات و همان طور احادیث هم متعارض هستند، برخی به گونهای آن را نقل میکنند و برخی به شيوهای دیگر. اگر قرار باشد هر کسی هر حدیثی یافت بخواهد بر اساس آن بداند که پیامبر(ص) چه فرموده است، دچار انحرافات بسیار زیادی می شود؛ انحرافاتی کاملاً دور از راه حقیقی اسلام؛ راهی که راه قرآن است و سنت پيامبر، چه لفظی، چه عملی، چه تقریری، مُبیِّن قرآن است. براي آن است كه قرآن را براي مردم تبيين كند. در حالی که اگر در سِیَر و هم در احادیث، آدمی دنبال این راهی که پیشنهاد می کنم بیفتد[دچار خطا نمی شود]. و در هر حادثهي دیگر نیز مربوط به زمانهای مختلف، نه فقط مربوط به اسلام و غیر اسلام اينچنين است. این روش، روش واقعیّت شناسانهای نسبت به حوادث ـ چه زمان حال و چه گذشته ـ است. همین الآن هم نسبت به حوادث زمان خودمان اين روش راهگشاست. پس برای اینکه به واقعیّت پی ببرید، راه این است که آنقدر آراء و نظرات مختلف را مطالعه کنید تا سیمایی حقیقی ـ ولو خیلی محدود و کوچک ـ در آن موضوع مورد نظرتان را به دست آورید و بفهمید. سپس همه چیز را بر مبنای آن بسنجید، نهایتاً برایتان روشن می شود که کدام صحیح است و کدام غلط؛ در نتیجه شما به دلیل مطالعات مختلف در سیَر، کلیّاتی صحیح و اساسی را از اخلاق و روش پیامبر(ص) به دست می آورید؛ وقتی آن را به دست آوردید، خوب می توانید بفهمید که کدام یک از آنچه در کتابهای سیَر گفته شده، درست و کدام نادرست است. در احادیث نيز همين گونه است.
به نام خدا
خوانندگان محترم وبلاگ تریفه با سلام
مطلبی که هم اکنون پیش روی شماست، جوابیه ای است به سایت ایمان که
از طرف شخصی به نام زاگرس نشین اهل سنت نوشته شده است:
افشاي توطئهاي ديگر عليه اهل سنت ايران
بخش دوم: ختمي برسفسطه بافيهاي مدعيان
جعلي دفاع ازاهل سنت ايران
چراغي كه ايزد برفروزد هرآنكس پف كند ريشش بسوزد
مطلب در ادامه به صورت PDF می باشد
براي ادامه مطلب اينجا را كليك كنيد
آدرس سایت:www.faryadkurd.wordpress.com
اين كتاب شامل متن عربي به همراه ترجمه به زبان هاي فارسي و انگليسي مي باشد شامل امكانات جالب براي جستجو در بين آيات و ترجمه مي باشد. اين كتاب بدون نياز به هيچ نرم افزاري در سيستم عامل شما اجرا شده و كمك شاياني به شما در يادگيري قرآن خواهد كرد. حتي شما به راحتي مي توانيد متن ترجمه و متن عربي قرآن را كپي كرده و در كارهاي فرهنگي خود به كار ببريد. اين كتاب با همت پارس قرآن تهيه و تنظيم شده است.
ویژگی های کلیدی نرم افزار Farsi Quran :
- بدون نياز به نصب
- محيط ساده و فارسي
- متن قرآن به عربي
- ترجمه به فارسي
- ترجمه به عربي
- امكان جستجو در ميان آيات
- رايگان و بدون محدوديت
- بدون نياز به نرم افزار خاص جهت اجرا
- و ...

پسورد فایل : www.kamyabonline.com
بسم الله الرحمن الرحیم
در هر عید به خاطر حبیبِ عزیز خالق و خلق- صلی لله علیه و سلم- تمام
کسانی که از امت اویند ببخشید و صادقانه و محبّانه برآیشان دعای مغفرت کنید.
کاکه احمد مفتی زاده
عید سعید قربان مبارک

بنا به اعلام هیأت افتاء و قضاء مکتب قرآن،دوشنبه ۱۸-۰۹-۱۳۸۷
عید قربان اعلام میگردد.
با آرزوی قبولی طاعات و عبادات همه مسلمین.
ما را از دعای خیرتان بی نصیب نفرمائید.
مدیریت وبلاگ تریفه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاش سلاو...
جه ژنی قوربانتان لی پیروز بیت
روژی دووشه ممه برواری ۱۸-۰۹-۱۳۸۷به رامبه ر به ۱۰-۱۲-۱۴۲۹ به پی بریاری لیژنه ی ئیفتاو قه زاری مه کته بی قورئان جه ژنی قوربان ئیعلام کرا.
جه ژنتان پيروز بيت هه موو روژيكتان هه ر جه ژن بيت وه هه ر له خوشي دا بن.
اخبار مکتب قرآن
سایت رسمی آثار علّامه کاکه احمد مفتی زاده برای دومین بار فیلتر شد.
چند ماه پیش سایت رسمی مکتب قرآن با دو آدرس ذیل فیلتر گردیدند.
بعد از چند روزی آدرس جدید اعلام گردیدبا این عنوان www.maktabquran.net
که متأسفانه چند ماهی از فعالیت آن نمی گذرد که امروز مورخ ۱۴-۰۹-۱۳۸۷ فیلتر گردید.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بو دوهه م جار مالپه ی مه کته بی قورئان (مالپه ری کاکه ئه حمه دی مفتی زاده) فیلتر کرا.
اخبار مکتب قرآن
طبق خبرهای رسیده ۱۰ نفراز اعضای مکتب قرآن (طرفداران علامه کاکه احمد مفتی زاده)،در شهرستان بوکان به دادگاه انقلاب شهرستان مهاباد احضار گردیده اند،اسامی افراد احضار شده به این شرح می باشد، ابراهیم اسماعیل پور - علی رسول نژاد- اسماعیل ادیب حسامی - خالد خدا کرمی - ناصر حاج پیروتی- نادر بایزدی - محمد کریمی - مصطفی نادری - طاهر کریمی- حسین شاوردی
بعد از ماه مبارک رمضان سال ۸۶که طی یک مراسم مولودی خوانی ۷۰نفر از اعضای مکتب قرآن در بوکان دستگیر شدند، این دومین بار است افراد نامبرده به دادگاه انقلاب مهاباد احضار می شوند.
تاریخ حضوردر دادگاه ۰۳/۱۰/۱۳۸۷
بسم الله الرحمن الرحیم
.... بقاياي شاهنشاهي تارو مار شده ايران،و خانواده اشرافی ذوب شده اموي، پس از آنكه در زمان عمر(رضی الله تعالی عنه) اولين موجوديت خود را از دست داد و دومي نيز با خطر پياده شدننهايي سيستم ديوان مواجه بود و آفتاب بخت خفته خود را به سقوط نهايي ميديد،به تلاش افتادند كه از بسته شدن آخرين روزنه اميد جلوگيري كنند.
اين مطلب توضيح چنداني ندارد، فقط اشارهاي ساده و كوتاه به اين مطلب، كه عبارتاست از پيدا كردن سيستم نهايي ديوان. طبق آنچه كه حضرت عمر تقريبا در سالآخر عمر خود فرموده است، طرح ديوان اين بود كه: تمام آنچه را كه جامعه اسلاميآن زمان موجود بود، به طور مساوي در بين تمام مسلمانان تقسيم شود. كه عبارت حضرت عمر(رضی الله تعالی عنه) اين بود:
إِنّي هَمَمتُ أَن لا أَدَعَ فیها صَفراءَ وَ لا بَيضاءَ إِلّا قَسَّمتُهُ بَينَ النّاس .
تصميم آن است كه در سرزمين اسلامي، هيچ زرد و سفيدي - زرد و سفيد كنايه است،يعني: سكه طلا و نقره، كه سكه آن زمان بود، و منظور تمام ثروت و موجودی عالماسلامي بوده است-، را باقي نميگذارم، مگر اينكه آنها را در بين مسلمانان تقسيم كنم.
تصمیمی كه حضرت عمر(رضی الله تعالی عنه) واقف برآن بود، در مورد آن تلاش و فعاليت فوقالعاده وسيعي صورت و انجام گرفته بود، وعملی کردن این تصمیم مشکل بود. اگر جامعهاي داراي محدوديت جغرافياييباشد و مرز به دور آن كشيده شده باشد، بتواني مساحت سرزمين خود وتعداد افراد جمعيت خود را محدود كني، ممکن است کار آسانی باشد،تا چند سالي براي آن زحمت بكشي و تلاش بكني تا تعداد افراد و جمعيت و ثروت و درآمد آنجامعه را به دست بیاوری،اما ميدانيم كه اگر اسلام در جامعهاي وجود داشته باشد،چنین تصمیمی نمی گیردکه قطعهاي از سرزمين را براي تعدادي از انسانهای آن جامعه معین نماید وبگويد كه اينها نور چشمي هستند و ديگر به باقي بشريت كاري نداشته باشد.اينگونه تنگ نظري و طرفداري از ملتي، و بي توجهي به ملتهاي ديگر، با فكرو اندیشه اسلامي سازگار نيست. در نظر اسلام بشريت همه يكي هستند و تلاشي كه ميكند، براينجات كل بشريت است. اما تنها چيزي كه هست، آن استكه فردي كه زوتر مسلمان ميشود، در برابر سايرين مسوليت پيدا ميكند، كه مال و جان خود را براي نجاتباقي انسانها فدا كند. افظليت و برتري آناني كه زودتر مسلمان ميشوند، فقط دراين است: جان بازي، مال فدا كردن. مانند... در ميان انسانها! نه اينكه چونزودتر مسلمان شدهاند، پس اسلام بايد تنها خود را مشغول آنها كند و آنها را بسازد و آماده نمايد، و ديگر كاري به بشريت و بقیه مردم نداشته باشد.
قسمتی از نوار دین و انسان.
به ناوی خوای تهنیا
ئاماژه: کاکه تاهیر ئهمینی یهکیک له برایانی مهکتهبی قۆرئانو ههروهها مامۆستای قوتابخانه بوو له شاری بانه، چهن روژ له مهو بهر فهوتی کرد، منداڵێک له قوتابخانه پرسیارێک ئهکات له مامۆستاکهی سهبارهت به کاکه تاهیر دهربارهی بیرو بۆچوونی، سهرنجتان بۆ ئهو وتوێژه ڕا دهکێشم.
لهسهر كهلاس دهستم دایه گهچو ویستم دهرسی ئهو ڕۆژه بنووسمهوه، یهكێك لهوسهری كهلاسهوه دهنگی ههڵبڕیو وتی: "قوربان ڕاسته ئهڵێن ئهو موعهللیمهی دوێنێ مردوه وههابی بوو له تایهفهی بێنلادێن بوو؟...
دهستم شل بوو گهچم داناو ڕووم تێكردو ووتم: نا نا برام، گوێ بۆ برای خۆت بگره با پێت بڵێم كاك تاهیر كی بوو...
ڕوحهكهم ناحهقت ناگرم ئێمه خهڵكی وڵاتێكین فێرین زۆر به ئاسان خۆشهویستانمان له گۆڕ بنێینو دواتر تهنانهت ناوهكهیشیان ئهگۆڕینو ئهوهی نهیاران به گوێماندا ئهیچرپێنن ههر وهك تووتی بیڵێینهوه.
کاکه احمد مفتی زاده
...گفتيم:قرآن در زماني آمد، كه بشر از لحاظ رشد طبيعي به جايي رسيده بود كه اجازه ندهدتا دشمنان، مثل گذشتهها، برنامه، بهروزي و سعادت او را از دستش بگيرند، يامخدوش سازند. اما همچنانكه خود قرآن به برتري طلبان تاريخ خطاب ميكند كه:
وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَقَفَّيْنَا مِن بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ وَآتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ أَفَكُلَّمَا جَاءكُمْ رَسُولٌ بِمَا لاَ تَهْوَى أَنفُسُكُمُ اسْتَكْبَرْتُمْ فَفَرِيقاً كَذَّبْتُمْ وَفَرِيقاً تَقْتُلُونَ ﴿87﴾
كساني كه امتيازجو و برتري طلبند، تا از اين خصلت ضد بشري دست برندارند،نميتوانند ببينند كه به اصطلاح خودشان اراذل و اوباش بايد همرتبه و حتي هم مجلسآنان باشند، و زندگي اين مستضعفان از جهت مادي و معنوي، هم سطح زندگي آنانگردد.
آنطوريكه قرآن از زبان مستكبران بازگو ميكند دربرابر پیامبران، آنطوري كه روش اشراف و مستكبراندر شبه جزيره عربي بوده، يا شاهنشاهان ايران، با بقيه پادشاهان از ريز ودرشت، ميبينيم كه در برابر پيامبر چه روشي پيشه كردهاند! نكته جالب اينست كه:هميشه به پيروان پيامبران، اراذل و اوباش ميگفتهاند. چون خودشان صاحب تاج و تختو امتيازات و قدرت بودهاند. در حاليكه پيروان پيامبران، اغلب مظلومان ومستضعفان بودهاند.
*بسم الله الرحمن الرحيم*
برادران و خواهران مسلمان عازم ديدارخانه خدا و خلق!
باسلام، و آرزوي قبول توبه، و عبادت ديدار، و بستن پيمان اخوّت با خواهران و برادراني كه از همه جهات عالم، در«اوّل بيتٍ وضع للنّاس» گرد ميآيند؛ و برتوحيد و فرمان بردن ازآفريدگار و سرفرازي و نافرماني در برابر خدايان زر و زور و تزوير، پيمان مي بندند، لازم ميدانم كه همچون سالهاي گذشته بمناسبت اين موضوع خاصّ، توجهتان را به چند مسأله ، كه در عين فرعي بودن نسبت بگرفتاريهاي بزرگ جامعه مان، باز از جهت موازين فكر و اخلاق اسلامي ، اهّمّيتي فراوان دارند، معطوف سازم :
1- در بعضي موارد «هَدْي»، واجب ميشود؛ و «قرباني» نيز،از مستحّبات بزرگ اسلامي است. امّا گاهي ممكن است شرايطي اجتماعي واقتصادي پيش آيد كه اجراي دقيق يك وظيفه ديني، باحالتي حرام و منكر، قرين گردد. و چنانكه اطّلاع داريد در عيد قربان ، فراواني ذبح هَدي و قرباني، موجب ميشود كه صدها تُن گوشت ، درزير خاك ، مدفون گردد.
ازآنجا كه اين امر: « تبذير» ي است آشكار؛ و تبذير، از بزرگترين محرمّات است ، بهتر است كه: اولاً – از قرباني خود داري كنيد؛ و پولي معادل قرباني مورد نظر را به فقرا و درماندگاني بدهيد كه از نقاط مختلف جهان ميآيند، و در ايّام حج ، درمكّه جمع ميشوند؛ بخصوص، مردم بعضي از كشورهاي آسيائي و آفريقائي كه ثروتهايشان را،جهانخواران ، به يغما ميبرند؛ و صاحبان اصلي آن را، بروز سياه تنگدستي و فقر مي نشانند،بطوري كه هر سال، صدها هزار و ميليونها نفرشان ، از گرسنگي ميميريند.
ثانياً- با راهنمائي رهبران محترم مذهبي، وظيفه حجّ و عمره را ، بترتيبي انجام دهيد كه نه «هَدي»واجب شود،و نه مجبور به اداي فديه شويد. و در صورتيكه ناچار به ذبح فديه شديد، طبق رأي بعضي از دانشمندان بزرگ، اين تكليف را، در روزهاي پيش از عيد انجام دهيد كه گوشت آن. بمصرف شرعي ميرسد.
2- آوردن هديه، و پذيرائي از دوستان و آشنايان ، هميشه ، و بخصوص پس از بازگشت از سفراز مستحّبات است. امّا – متأسفانه- شرايط اخلاقي جامعه ما طوري است، كه اينچنين مستحّباتي نيز با منكراتي بزرگ همراه ميشود؛ از جمله اينكه ؛غالباً حالت هم چشمي، و گاهي رنگ رقابت و تفاخر پيدا ميكند؛ وبسيار هستند كه اگر ميل و رغبت، و حتي امكان مالي هم نداشته باشند، خود را به اداي اين مراسم، و همچنين ، به فرستادن چشم روشني ، موظّف ميدانند، بطوري كه بعضي ، خود را بخاطر اينها ، بدهكار ميسازند. علاوه براينها ، در پذيرائيها هم «اسراف» ( بيش از حّد متوسّط خرج كردن)، وهم «تبذير» (ريخت و پاش و تلف كردن نعمت) در صورتهاي مختلف پيش ميآيند؛ واين دو، ازگناهان بسيار بزرگ اند.
بنابراين اگرهر يك از شما ، در شكستن اين عرفهاي مستلزم انواع معصيت، پيشقدم شويد، تا ديگران نيز از فشار تكاليف نامشروع، نجات يابند، به اقدامي شجاعانه و پراز أجر و ثواب، دست زده ايد. كساني كه از نظر مالي، توانائي داشته باشند، بهتر است آن مبالغي راكه ميخواهند بخاطراداي اين مراسم خرج كنند، به كمك و دستگيري نيازمندان و بخدمات اجتماعي سودمند، اختصاص دهند.
و ميدانيدكه توبه، از اقدامهاي مقدّماتي حجّ است، و توبه، وقتي مفهوم درست پيدا ميكند كه با تصميم صميمانه بر ردّ مظالم و جبران تقصيرها همراه باشد(و بقيّه شرايط توبه). و همه وظيفه داريم بكوشيم كه نسبت به هر فردي، هرگونه ستمي يا تقصيري روا داشته ايم، در صدد جبران برآييم، يا لااقلّ، استحلال و طلب بخشش كنيم... واكنون كه فرصت ديدار عزيزان را ندارم ، بدينوسيله از همه خواهش ميكنم، اگر هرگونه حقّي برمن دارند، مطّلعم گردانند، تا جبران كنم؛ واز قصورها وستمهاي غير قابل جبران، مورد بخشش و گذشتم قرار دهند.
خداي متعال توفيقمان دهد كه جامعه مان را، و زندگي خودمان را، از انواع رنگهاي شرك آلود إتراف ، و ريا، و تقليد نامشروع، و رقابتهاي نكوهيده پاك سازيم؛ وحدّ فاصل مابين« معروف» و « منكر» را، دقيقاً بشناسيم و مورد اهتمام وتوجه قرار دهيم .يقيناً چنين جامعه اي، به آساني ميتواند از دام گرفتاريهاي بزرگ نيز بيرون آيد.
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته . برادرتان: احمد مفتي زاده – مفتي كردستان 27/6/59
*بسم الله الرحمن الرحیم*
باسلام خدمت خوانندگان عزیزوبلاگ تریفه
چند لینک صوتی قرآن کریم را در اینجا قرار دادم با قابلیت دانلود.
امیدوارم مفید واقع گردد.
ازدعای خیرتان مارا بی نصیب نفرمائید.
*به ریزان فه رمون له گه ڵ ئه م چه ن بابه ته ی خواروه که خویندنه وه ی قورئانی پیروزه به ده نگی خوشی چه ن قورئان خوینی به ناو بانگ*
http://islamnet.info/quran/alajmi.php للشيخ أحمد العجمي
http://islamnet.info/quran/alhthefi.php للشيخ على الحذيفي
بقیه را در ادامه مطلب ببینید.
بسم الله الرحمن الرحیم
مجموعه نوارهای علاّمه کاکه احمد مفتی زاده که فعلاْ در آرشیو برنامه های مکتب قرآن قرار گرفته اند خدمت خوانندگان عزیز ارائه میگردد،کسانی که تا الان مجموعه را به کاملی مشاهده نکرده اند و یا دردسترس آنها قرار نگرفته است می توانند در شهرهائی که مکتب قرآن درآنجا فعالیت داردتقاضای مجموعه را بفرمایند، در غیر اینصورت بر روی لینک زیر کلیک فرمائید.
اگر کسانی تمایل دارند مجموعه را به طور کامل داشته باشند در قسمت نظرات آدرس و مشخصات خود را قید فرمایند(کاملاً خصوصی خواهد بود)تا در صورت امکان برایشان ارسال گردد.
http://www.maktabquran.net/daftar-navar.html
با تشکر
مدیریت وبلاگ
سی دی شماره 1
|
شماره نوار |
عنوان |
تعداد |
زبان |
|
1 |
تاریخچه مختصر درباره ایران قبل از اسلام |
1 |
ف |
|
2 |
مناجات |
1 |
ک- ف |
|
3 |
بحثی درباره بهائیان در مریوان |
1 |
ک |
|
6 |
مقدمه معراج |
1 |
ک |
|
8 |
حکمت و معنای نماز |
2 |
ک |
|
9 |
حکمت نماز جماعت وبحثی در مورد ملأ و مترفین و مستضعفین |
2 |
ک |
|
10 |
حکمت وضو و غسل |
2 |
ک |
|
11 |
بحث در یک مجلس مولودی درباره سیره حضرت رسول – ص- |
1 |
ک |
|
12 |
توضیح وقف و تفسیر |
1 |
ک |
|
13 |
بحثی درباره چگونگی دید و بازدید اسلامی |
1 |
ک |
|
سی دی شماره 2 لیست بقیه نوارها را در ادامه مطلب مشاهده فرمائید | |||
کاکه احمد مفتی زاده
یکی از عرفیّات، «مراسم عزاداری»است که منکرات غالباً حرام رایج درآن، یکی– دوتا نیست. قبلاً این نکته ی مهمّ رابگویم که:دائر کنندگان بدعت ها وآداب زیانبار، معمولاً«مستکبران» اند و تأییدگرانشان. زیرا همیشه در صددند از هر حادثه ای خوش یا ناخوش، برای «ماقوڵ» شدن بیشتر استفاده کنند، از ترتیب دادن سفره های رنگارنگ برای زنده ها، تا ساختن و پیراستن« مقبره های پر زرق و برق» برای مرده ها (همانند: ساختن کاخ ها، وسوار شدن درماشین های چندین میلیونی و، پوشیدن لباسهای چندین هزار تومانی وامثال اینها). و مردم ظاهر بین و کم مایه هم ، کم کم ،به تقلید از این «وه یشومه» ها می افتند؛ تا بالأخره، فسادی، درجامعه،جزو فرهنگ می شود( وعجب تر اینکه:برای پیشوایان بزرگوار دین هم- که تمام جهادشان، برای آزاد سازی خلق فریب خورده، از زنجیرهای فرهنگ های نکبت بار استثماری بوده. این آداب ضدّ راه خودشان ، بکار برده می شود، مانند ساختن بارگاه های سراسر تجمّل و زر و زیور، و مانند برگزاری مراسم چلّه و سالگرد، و امثال این ها!که گاهی ، پیشروان این بی ادبی ها، خودهمان استثمارگران اند، برای هم تثبیت و هم توجیه کاخ ها و تجمّلات خودشان، و هم محبوب و محترم ساختن رنگ و روهای اشرافیّت در چشم و دل مسلمانان- مسلمانانی که به اقتضای بینش اسلامی شان باید زرق و برق های «ماقوڵانه » را،لکّه های رسوایی برچهره ی جامعه ، و خود« ماقوڵان» را، دشمنان بشریّت بدانند-؛ و گاهی هم، مردم اند،برای رقابت، یامقابله ی سطحیانه با اشرافیّت های استکبار گران). این تذکّر، کافی است برای به خود آمدن آن ها که می خواهند: بنده ی خدا باشند،نه «ارباب متفرّقه»؛ و راه خدا را، می پسندند نه راه «شیاطین الأنس» را.
کلمه «ماقوڵ» در اینجا به معنی مستکبر آمده است.
منظور از این سخن؛ ایراد و انتقاد نیست. قصد تنها ادای مسئولیتی است سنگین؛ با بیانی صرفاً علمی و با احتراز از آنچه كمترین حساسیت را برانگیزد. تكلیفی است اسلامی كه این سخن؛ به نظر تمام صاحبنظران و دستاندركاران تهیهی قانون قصاص برسد. پس حتّی از اشاره به این ماده و آن تبصره؛ و این نقص و آن ایراد؛ حذر میكنم؛ كه شاید مطبوعات بخواهند و بتوانند؛ به وظیفه اسلامی خود قیام، و آنرا چاپ كنند.
موضوع بحث، روش و موضعهای سیاسی درست یا نادرست این فرد و یا آن گروه نیست. موضوع به نحوهی تطبیق موازین اسلامی، و نیز سرنوشت ملّتی است كه بدست مجموعهای از قوانین سپرده میشود. و معلوم است كه كم و كیف آثار این موضوع؛ و نحوهی برخورد با آنها؛ از جهات مختلف، اختلاف دارد. سادهترین و در عین حال؛ مهمترین وجه این اختلافها این است كه؛ تلاش صمیمانه و درست، با پشتوانهی صداقت و آگاهی انقلابی مردم، تدریجاً در جهت روشن شدن حقّ و باطل، و كنار رفتن پردههای ابهام؛ پیش روی خواهد داشت، و حتّی اگر- خداناكرده- این چنین هم شود بالاخره، این خطر وجود ندارد كه سیاستی استكباری؛ به عنوان سیاست اسلامی، رنگ و قدرت قانونی گیرد. امّا اگر قانونی به تصویب رسید حتّی اگر هم با صراحت، ادعای اسلامی بودن داشته باشد. بالاخره؛ اوّلاً مردم خودمان و دنیا؛ كه نمیتوانند بكار «تطبیق» بپردازند. تا درست و نادرست را از هم بازشناسند، و معمولاً نمیتوانند«قوانین عمومی» را مانند روشهای سیاسی (مظنّهی غرض و نظر) تصوّر كنند پس؛ طبعاً این قوانین را به تناسب عناوین رسمی-اسلامی خواهند پنداشت. و ثانیاً قوانین راجع و مربوط، به حدود، به طور رسمی؛ با جان و زندگی انسانها سروكار دارد، و ممكن است اشتباهی كوچك در آن؛ به صدها و هزاران جنایت رسمی كوچك و بزرگ بینجامد.

وصـــــیّتنامه
براو خوه یشک و ڕۆڵه خوه شه ویسه کانم! السلام علیک و رحمة الله و برکاته.
حه تمه ن ئه زانن چه نێ تاسه تانم کردگه و؛چه نێکیچ قسه م هه سبۆتان.ئاخرساڵێکه یه کترمان نه دیگه،ئه ویچ،ساڵێک نه ک وه ک ساڵان.به ڵکه:ساڵێک،به ته نیایێ و..به فرسه ته وه به لیک دانه وه ی گوزه شته گه ل دور و نزیک و؛فکرکردنه وه له باره ی دوروس گه ل ونادوروسگه له وه،له باره ی هه زاران مه سه له ی گه وره و بۆچکه وه.... ئه م بینه طولانیه،فره وه خت،پڕبه دڵ ئاره زوم کردگه بتان وێنم.نه ک هه ر بۆ پێ خوه ش بونێ عاطفی و،بۆتاسه شکیان. به ڵگه فره زیاتر له مانه، بۆئه وه بڕێ قسه ی فره لازمم بۆ،بێژمی بۆتان. وه لێ، به هه رحاڵ،ڕێک نه که فتگه.
ئه م به ینه،نگه رانی له مه که:شایه ت نه توانم قسه گه ل فره لازم بگه ینم پێتان، فره عه زیه تمی ئه کرد،ئه ی خوا! چه پکه م، چه نه که م! دنیا زادۆمه رگه،هاتو به ر له وه ته کلیف زیندانم ڕۆشن بوێته و- که ئیتر مولاقات ئازاد ئه وێ- مردم و؛هیچکام له خوه شه ویسه کانم نه دی.
دوای چه ن حه فته سه و دووی دل کردن،هاتمه سه ر ئه مه که «وصیتنامه» مانه نێ بنوسم. جا ئه گه ر خوا وای گه ڕان که یه کترمان دی.انشاء الله فرسه تمان ئه وی،فره زیاتر باس بکه ین.ئه گه ریچ ڕێک نه که فت یه کتربوێنین،مه سه له گه لێ که وا ئه زانم،فرزه له سه رم،بی گه ینم پێتان.فره خلاصه،بیان نوسم و؛به ناو ئه مانه ت،بیه مه ده س ئاغه گه ل «...»و«...» (که چه ن جارێ،چوگنه سه ماڵ ئاغه ی... له تک ئه وانا،ئاشنایی یان هه س)؛ئه وانیچ بی گه یننه«محمدژیان»،یا که س گه لێ له معلمه کان مکتب. جا ئیتر خوه یان و ئیمانیان که: خه یانه ت نه که ن له «أمانت» دا، ئه ویچ وه ختی،مه سه له ی «وصیت»یچ له به یناوێ.له ئه وانیش زیاتر، وه سیله یێک شک ناوه م که وصیتنامه که ی پێ بسپێرم، بی گه ینێ پێتان.
انشاءالله تا چند روز آینده بخش فارسی وصیتنامه علامه کاکه احمد مفتی زاده آماده و برروی وبلاگ قرار می گیرد
«بسم الله الرحمن الرحیم»
برای خۆشهویستم كاكه فاڕوق گیان!

السّلام علیكم و رحمة الله و بركاته.
ههواڵی بهرنامه پڕبه ره که ته که ی ڕهمهزانتم بیست. بیستم كه چهنێ له دڵی خهڵكی تینوی قسهییكی بارهو خوا دا، كاری كردگهو؛چهن لاوانی به گوڕی تامازرۆی باسێكی گڕداری تێنی ژیان به گیاندهری، كێشاوهته مزگهوت. من، شوكری خوا ئهكهم؛ تۆیش ههر شوكری خوا بكهو، بێژه: یاخوا لهخوا بهزیاد بێ كه: بهشهری به عهقڵهوه خولقاند. لهخوا بهزیاد بێ: وا بهشهری، بهشدا له دڵێ كه تامو مهزهی حهقی، له ههنوێن پێ شیرینتره. له خوا بهزیادبێ كه: فیترهتی مرۆی، به شهوقی بهرهو «لایحهقچون»هوه گرساند. له خوا بهزیاد بێ كه: ڕێگهی حهق و ئینسانانه ژیانی، پێمان نیشاندا. جا له دوای شوكری ئهوانه، فرهیێتریش كاری خوایی، بڵێ: ئهی له خوا به زیادبێ كه:منی مناڵی دوێكهی-كه هێشتا بۆی شیر لهدهمم تێ- له دینه گیان گهشێنه مردگ ڕاشهكێنهكهی خوهی، نهختاڵێ، شارهزا كرد. ئهی له خوا به زیادبێ كه: ئهوزاعی، وهها گهڕان كه: منی منداڵ، وهك زۆرێ له براو خوهیشكه هاوڕیهكانم، بوێرم: ناوی خواو پهیغهممهر-ص- بێنمو؛ باسی ڕێگه ڕێكهكهی خواگیانێ ڕاگهێینمو؛ خهڵكیش بوێرن: وه كۆ بنو؛ گوێ ڕاگرنو؛ جار لهبۆ جاریچ، فرهتر بونهوه؛ گشت نهترسینو، پێكهوه دهن بهینه دهنگی یهكو، صڵهواتو سهلام پێشكهش كهین به مامۆستاو ڕێ نیشاندهرو پێغامی خۆشبهختی هاوری خۆشهویستمان «محمد»و، به ههمو خۆشهویسانی. ئهی ههزار جار له خوا به زیاد بێ.
بهڵان ڕۆڵه گیانهكهم!»ههزار حهكیم به قهد دهردهدارێ، نازانێ«. برات، ڕیشی ڕهشی، به خوگهملكێ له تهك شهیتانو نهفسی ملهۆڕا، چهرمو كرد. وابزانم: بۆم وتبی كه: گهلێ جار، له گهرمهی باسا، بڕێ نیّهتی لارلار، پهلاماری دڵمیان داوه، تا قیمهتی كارهكهم، لێ بڕفێننو؛ به كۆڵێ كۆتهڵو كرمۆڵهوه، كۆڵهوارو ڕهنج له خهسار بمنێرن بهرهو قهورو قیامهتی خۆم. ههر تهنیا به بۆنهی ئهو ههمگه تهجرهبهوه، وه كار ئهوه یێم كه وهك باوكێ یا برایێكی شارهزا، دڵسۆزانه، به تۆیشو به گش ئازیزانی ڕێ به خهڵك پیشاندهر بێژم: هاوڕیه خۆشهویستهكهم! یهكجار بهرترهو، بانتره له ههر خزمهتێكی خاوێنو، له شوكرانه بژێری بۆ تهوفێقی ههر خزمهتێك، كه: ژیرانهو به پسپۆڕی سۆێری، سرنجهی ههر چێ كهلێنی دڵته بدیتو؛ خاسخاس بیوژنێتو؛ ههر جۆره جڕو جانهوهرێكی لێ بێ - چه له بهراو، چه له وهختی كارهكهداو، چه لهوهدوا - وهدهری بێریو، توڕی بهیتو: وا دڵت پاكهوه كهی كه: دڵنیابی: كۆڵهكهی بهرهو ماڵو ژیانی وه ڕاسیت، نه پوچهڵی هاتیاو نه كرمۆڵ؛ وه سوێ، خوا له خوهتو كردهوهكهت ڕازیهو، خوهیشت ڕازیت. «بهڵام ژیرانه، ناخی دڵ دهرێنی». ههركارێ، تا گهورهتربێ، درزو برینی زۆرتری ههیه بۆ تێخزانی به پاڵه پسكێ یا وه چاوشارهكێ یا وه دزه دزهی شهیتانو ههوا. دهی جا ڕۆڵه خاسهكهم! تۆ خوا حهیف نیه: فرهیێ خۆ بڕهتنینو، صۆزی بمرین، دهسمان له بن ههوانهی خاڵیوه دهرچێ، یا بچێته كهسافهتا؟ یا دوسپهی، هاواركهین: ئاخ خۆزگا نامهی عهمهڵم ههر وه دهسمهوه نهدریاێ؟ شهڵاههر نهم زانیبا: كۆڵهكهم چی تیایه؟

ئۆمێد
مامۆستاههژار ئهو نووسهره سیاسیه کوردپهروهرهیه که کهم کهس له کهسایهتی سیاسییو ههڵسووڕاوانی بواریی کوردایهتیو ... ههبوون که له پێنووسی ههقنووسو رهخنهئامێزی ئهو نهجاتیان بووبێ؛ بهڵام تێفکره له چێشتی مجێور دا چۆن باسیی کاکه ئهحمهد دهکا:«کاک ئهحمهدی مفتیزاده» خاڵی ماجید، وهک دهڵێن«نازی شاگرد به هونهر دهگاتهوه مامۆستا»؛ دیاره ئهخلاقی کاک ئهحمهد زۆری کار کردۆته سهر خوارزاو خوشکیو خزمی. له ههوای ئازادیخوازی کوردستانی دوای ئینقلابی ئیسلامی دا زۆر کهس له کوردهکانی سابڵاغو سنه خراپهی ئهحمهدی مفتیزادهیان دهگووت. بهڵام که دهگهڵی بوومه ئاشنا، زانیم له غهرهزێکی نهزانانهوه خراپهی دهڵێن. گوناهی ههر ئهوه بووه که موسوڵمانی بهڕاستییهو ئهم بڕوایهش بۆ کمونیستو زۆر له لاوانی ئهمڕۆمان قووت ناچێ. مفتیزاده به دڵ ویستوویه ئازادی بۆ کوردستان بستێنێ، زۆریش ماندوو بووه، نهشیزانیوه مهلای حاکم درۆیان له لا گوناح نیه، فریوی به قسهیان خواردوهو لای وا بووه که قهولی ئازادی کوردستانی پێدهدهن، ڕاست دهکهن. خۆی که بێدرۆو دڵپاک بووه لای وا بووه قهول دهرهکانیش دڵپاکن. وا ئێستا که ئهم ڕوپهڕانه دهنووسم، کاک ئهحمهد له زیندان دایهو جزیا دهدرێ به سهتان له هاوکارانی، که زۆریان تازهلاون، له سوچی زیندان توند کراون و هیچیان؛ له پهیڕهوی کاک ئهحمهد پاشگهز نینو لهسهر بڕوای خۆیان سورن. لهوساوه خۆم ڕوبهڕو کاک ئهحمهدم دیوه و سهفهرم بۆ شیمال دهگهڵ کردوه، زۆر وهبهر دڵم کهوتوه، لام وایه به مردویش ههزاران کمونیستی نهزانی دهبێ به قوربان بکرێ...
مامۆستا ههژار، چێشتی مجێور لاپهڕه568-9
شێعریک به زاراوه ی هه ورامی له وه سفی پێغه مبه ردا- کاکه ئه حمه دی مفتی زاده
ئــــــــازیزی گیانان دوری ئـــــازیزان
سه خته ن تاڵه ن، نه ک وێنه ی دوری گیان
چه مانی دڵه ی جه دوری تـــــارم
چـــــی سیا به نــــــــه ی فه زا بیــــــمارم
گیانی بێ ڕه مه ق نه ڕوی ژیان زیز
چــــــــون گه ڵای گـــــــه ڵاڕێزانـــــی پاییز
به جه ماڵ ئه و گیان په سه ن ناوه
ڕه وشـــــه ن که ره وه زیننه فه رمـــــاوه
ئه گه ر تۆ قه بول فه رماوی به خوا
گیان پێشکه شه ن پێش پێشه کی نه جوا
ئــــــه ر بێتو،بێتوجار جار هه واڵی
پــه رسۆ جه به ننه ی ئا شوفته حاڵـــێ
کونجی قه فه سی سه رانسه ر مه ینه ت
مــــه فاڕو نه وه په ڕانپه ر جـــــه ننه ت
ئاخ چه ن وه شه ن گیان به خشی گیانان!
ئــــــــه مرت شه وا وام که رۆ چـــراخان
جه گیان ئازیزتر به یۆ په رســــۆم حاڵ
گیــــــان بێ حـــــاڵم باوه رۆ وه حــــــاڵ
چه ن وه شه ن په رده ی دوری وه لادان
بــــۆ دێداری گیان صه د گیان وه بــــادان
ئــــازیز گیان بو یه ر وه زمان وێـــــــمان
بــــێ ئه ده بیم که رد په نه م واتی گیان
ئـــــاخر«یُحییکُم» ئامان عـــونـــوانت
ئه رنه گیان چێ شه ن صه د گیان قوربانت
عکس مربوط به زمان تبعید کاکه فاروق در اردبیل می باشد.

باسیکی کورت سه باره ت به مانای لااله الاالله له لایه ن کاکه فاروق فرساد.
تکایه بو وه رگرتنی کرته له سه ر ئه و لینکه بکه ن.
منبع بانک صوتی تریفه www.trife.cast.ir
http://trife.cast.ir/files/trife/2008-10-05_لا_اله_الاالله.mp3

به ريزان، موسولماناني خوشه ويست جه ژنتان پيروز بيت.
هيأت افتاء و قضاء مكتب قرآن فردا سه شنبه ۰۹-۰۷-۱۳۸۷
را عيد فطر اعلام كرد.
با اميد قبولي طاعات و عبادات همگي مؤمنان .
خوینه رانی به ریز: باسیکه به شیوه ی MP3 به توضیحی کاکه فاروق فرساد سه باره ت به وه ، بوچی ته به عیه ت کردن له کاکه ئه حمه دمان به ریگه ی دین زانی؟ و ته به عیه تی لی ده که ین؟ تکایه بو گوی گرتن له م بابه ته،کرته(کلیک) له سه ر ئه م لینکه ی خواروه بکه ن .
منبع بانک صوتی تریفه www.trife.cast.ir
کاکه ئه حمه د مفتی زاده
تــــــــو خــوا با کاتی مــــردن له باتــــــــی
خــه می بێکه سێ و بێده سه ڵاتێ،
مه لایکه ێ ڕه حمه ت سه لاممان لێ که ن
ئــــــازیزانی خوا ده وره مان لێ به ن
تــــــــو خــــوا با ئیسه وا بـــــــژین،ســــۆێ
ڕوی دیــــنی شێوه ی ئا زیزمان بوێ
ئیــــــسه و، ئه و ده م بێ، کرده ، وه که لام
ڕومـــــــان بێ بێژین : ئازیز«السّلام»
مـــــــه زرامان وا بێ هه تاوه بـــــــــه ردێ
لــــــه دڵی ئازیز نه نیشی گــه ردێ
تـــــا هه ر چه ن ئیسه ئێژین:الســـــــلام
کاتــــی خۆی وه گوێ ببیسین وه ڵام
یـــــــا خـــــوا وا بین:خوا بیکاتـــــــــه کارێ
ئــــــه و ڕه حمه ته مان زوتر لێ بـــارێ
یــــا خــــــوا وه ها بین له تێکوشانمــــــان
خــــــۆش و،ئاوابێ وڵاتــی جوانمـــــان
گــــه لمان له هه زار ده ردی بێـــــده رمان
بــــــــه زۆری ئیــــــمان بگــــاته سامان
به دڵـــــــــێ پـــــاک و پڕله صـــــــه فاوه
کاتـــــــێ که لێمان هه ر یادێ مـــاوه،
تا یادی کردین به دڵ بان هه ڵ بـــات:
بـــــــــۆ پێغه مبه رو ئالی صــــــــڵاوات